نظر یادت نره

حالا که اومدی لطفا نظرت را هم بگو

۱۳۸۸ آبان ۲۴, یکشنبه

چند داستان کوتاه

مايكل، راننده اتوبوس شهري، مثل هميشه اول صبح اتوبوسش را روشن كرد و در مسير هميشگي شروع به كار كرد. در چند ايستگاه اول همه چيز مثل معمول بود و تعدادي مسافر پياده مي شدند و چند نفر هم سوار مي شدند. در ايستگاه بعدي، يك مرد با هيكل بزرگ، قيافه اي خشن و رفتاري عجيب سوار شد.
او در حالي كه به مايكل زل زده بود گفت: «تام هيكل پولي نمي ده!» و رفت و نشست.
مايكل كه تقريباً ريز جثه بود و اساساً آدم ملايمي بود چيزي نگفت اما راضي هم نبود. روز بعد هم دوباره همين اتفاق افتاد و مرد هيكلي سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روي صندلي نشست و روز بعد و روز بعد...
اين اتفاق كه به كابوسي براي مايكل تبديل شده بود خيلي او را آزار مي داد. بعد از مدتي مايكل ديگر نمي تواست اين موضوع را تحمل كند و بايد با او برخورد مي كرد. اما چطوري از پس آن هيكل بر مي آمد؟ بنابراين در چند كلاس بدنسازي، كاراته و جودو و ... ثبت نام كرد. در پايان تابستان، مايكل به اندازه كافي آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پيدا كرده بود.
بنابراين روز بعدي كه مرد هيكلي سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هيكل پولي نمي ده!» مايكل ايستاد، به او زل زد و فرياد زد: «براي چي؟»
مرد هيكلي با چهره اي متعجب و ترسان گفت: «تام هيكل كارت استفاده رايگان داره.»
"پيش از اتخاذ هر اقدام و تلاشي براي حل مسائل، ابتدا مطمئن شويد كه آيا اصلاً مسئله اي وجود دارد يا خير”

مي گويند در زمانهاي دور پسري بود كه به اعتقاد پدرش هرگز نمي توانست با دستانش كار با ارزشي انجام دهد. اين پسر هر روز به كليسايي در نزديكي محل زندگي خود مي رفت و ساعتها به تكه سنگ مرمر بزرگي كه در حياط كليسا قرار داشت خيره مي شد و هيچ نمي گفت. روزي شاهزاده اي از كنار كليسا عبور كرد و پسرك را ديد كه به اين تكه سنگ خيره شده است و هيچ نمي گويد. از اطرافيان در مورد پسر پرسيد. به او گفتند كه او چهار ماه است هر روز به حياط كليسا مي آيد و به اين تكه سنگ خيره مي شود و هيچ نمي گويد.
شاهزاده دلش براي پسرك سوخت. كنار او آمد و آهسته به او گفت: «جوان، به جاي بيكار نشسستن و زل زدن به اين تخته سنگ، بهتر است براي خود كاري دست و پا كني و آينده خود را بسازي.»
پسرك در مقابل چشمان حيرت زده شاهزاده، مصمم و جدي به سوي او برگشت و در چشمانش خيره شد و محكم و متين پاسخ داد: «من همين الان در حال كار كردن هستم!» و بعد دوباره به تخته سنگ خيره شد.
شاهزاده از جا برخاست و رفت. چند سال بعد به او خبر دادند كه آن پسرك از آن تخته سنگ يك مجسمه با شكوه از حضرت داوود ساخته است. مجسمه اي كه هنوز هم جزو شاهكارهاي مجسمه سازي دنيا به شمار مي آيد.
نام آن پسر «ميكل آنژ» بود!
شاخ و برگيک روز گرم، شاخه اي مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند و به دنبال آن از برگ هاي ضعيف و کم طاقت جدا شدند و آرام بر روي زمين افتادند.شاخه چندين بار اين کار را دد منشانه و با غرور خاصي تکرار کرد تا اينکه تمام برگ ها جدا شدند و شاخه از کارشبسيار لذت مي برد.برگي سبز و درشت و زيبا به انتهاي شاخه محکم چسبيده بود و همچنان در مقابل افتادن مقاومت مي کرد. باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود و به هر شاخه ي خشکي که مي رسيد آن را از بيخ جدا مي کرد و با خود مي برد. وقي باغبان چشمش به آن شاخه افتاد با ديدن تنها برگ آن از قطع کردنش صرف نظر کرد . بعد از رفتن باغبان مشاجره بين شاخه و برگ بالا گرفت و بالاخره دوباره شاخه مغرورانه و با تمام قدرت چندين و چند بار خوش را تکاند تا اينکه به ناچار برگ با تمام مقاومتي که داشت از شاخه جدا شد و بر روي زمين افتاد باغبان در راه بازگشت وقتي چشمش به آن شاخه افتاد بي درنگ آن شاخه را از بيخ قطع کرد. شاخه بدون آنکه مجال اعتراض داشته باشد بر روي زمين افتاد .ناگهان صداي برگ جوان را شنيد که مي گفت: اگر چه به خيالت زندگي ناچيزم در دست تو بود ولي همين خيال واهي پرده اي بود بر چشمان واقع نگرت که فراموش کني نشانه ي حياتت من بودم.

يكي بود يكي نبود مردي بود كه زندگي اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود .وقتي مرد همه مي گفتند به بهشت رفته است .آدم مهرباني مثل او حتما به بهشت مي رفت.در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ي كيفيت فرا گير نرسيده بود.استقبال از او با تشريفات مناسب انجام نشد.دختري كه بايد او را راه مي داد نگاه سريعي به ليست انداخت و وقتي نام او را نيافت او را به دوزخ فرستاد.در دوزخ هيچ كس از آدم دعوت نامه يا كارت شناسايي نمي خواهد هر كس به آنجا برسد مي تواند وارد شود .مرد وارد شد و آنجا ماند.چند روز بعد ابليس با خشم به دروازه بهشت رفت و يقه ي پطرس قديس را گرفت:اين كار شما تروريسم خالص است!پطرس كه نمي دانست ماجرا از چه قرار است پرسيد چه شده؟ابليس كه از خشم قرمز شده بود گفت:آن مرد را به دوزخ فرستاده ايد و آمده و كار و زندگي ما را به هم زده.از وقتي كه رسيده نشسته و به حرفهاي ديگران گوش مي دهد...در چشم هايشان نگاه مي كند...به درد و دلشان ميرسد.حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو مي كنند...هم را در آغوش مي كشند و مي بوسند.دوزخ جاي اين كارها نيست!! لطفا اين مرد را پس بگيريد!!
با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادي... خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند

چند داستان کوتاه

يكي از كشاورزان منطقه اي، هميشه در مسابقه‌ها، جايزه بهترين غله را به ‌دست مي‌آورد و به ‌عنوان كشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همكارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقيتش را بدانند. به همين دليل، او را زير نظر گرفتند و مراقب كارهايش بودند. پس از مدتي جستجو، سرانجام با نكته‌ عجيب و جالبي روبرو شدند. اين كشاورز پس از هر نوبت كِشت، بهترين بذرهايش را به همسايگانش مي‌داد و آنان را از اين نظر تأمين مي‌كرد. بنابراين، همسايگان او مي‌بايست برنده‌ مسابقه‌ها مي‌شدند نه خود او!
كنجكاويشان بيش‌تر شد و كوشش علاقه‌مندان به كشف اين موضوع كه با تعجب و تحير نيز آميخته شده بود، به جايي نرسيد. سرانجام، تصميم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از اين راز عجيب بردارند.
كشاورز هوشيار و دانا، در پاسخ به پرسش همكارانش گفت: «چون جريان باد، ذرات باروركننده غلات را از يك مزرعه به مزرعه‌ ديگر مي‌برد، من بهترين بذرهايم را به همسايگان مي‌دادم تا باد، ذرات باروركننده نامرغوب را از مزرعه‌هاي آنان به زمين من نياورد و كيفيت محصول‌هاي مرا خراب نكند!»
همين تشخيص درست و صحيح كشاورز، توفيق كاميابي در مسابقه‌هاي بهترين غله را برايش به ارمغان مي‌آورد.
“گاهي اوقات لازم است با كمك به رقبا و ارتقاء كيفيت و سطح آنها، كاري كنيم كه از تأثيرات منفي آنها در امان باشيم”

مشتري خود را بشناسيد:
يكي از نمايندگان فروش شركت كوكاكولا، مايوس و نا اميد از خاورميانه بازگشت.
دوستي از وي پرسيد: «چرا در كشورهاي عربي موفق نشدي؟»
وي جواب داد: «هنگامي كه من به آنجا رسيدم مطمئن بودم كه مي توانم موفق شوم و فروش خوبي داشته باشم. اما مشكلي كه داشتم اين بود كه من عربي نمي دانستم. لذا تصميم گرفتم كه پيام خود را از طريق پوستر به آنها انتقال دهم. بنابراين سه پوستر زير را طراحي كردم:
پوستر اول مردي را نشان مي داد كه خسته و كوفته در بيان بيهوش افتاده بود.
پوستر دوم مردي كه در حال نوشيدن كوكا كولا بود را نشان مي داد.
پوستر سوم مردي بسيار سرحال و شاداب را نشان مي داد.
پوستر ها را در همه جا چسباندم.»
دوستش از وي پرسيد: «آيا اين روش به كار آمد؟»
وي جواب داد: «متاسفانه من نمي دانستم عربها از راست به چپ مي خوانند و لذا آنها ابتدا تصوير سوم، سپس دوم و بعد اول را ديدند.»

۱۳۸۸ مهر ۱۰, جمعه

طلب بخشش به سبک بچه زرنگ ها

کودکی به مامانش گفت، من واسه تولدم دوچرخه می خوام. بابی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت آیا حقته که این دوچرخه رو برات بگیریم واسه تولدت؟
بابی گفت، آره. مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده.
نامه شماره یکسلام خدای عزیز
اسم من بابی هست. من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی.دوستار توبابی

بابی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه کارساز نیست و دوچرخه ای گیرش نمی یاد. برا همین نامه رو پاره کرد.

نامه شماره دو
سلام خدااسم من بابیه و من همیشه سعی کردم که پسر خوبی باشم. لطفاً واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده.بابی

اما بابی یه کمی فکر کرد و دید که این نامه هم جواب نمی ده واسه همین پارش کرد.

نامه شماره سه
سلام خدااسم من بابی هست. درسته که من بچه خوبی نبودم ولی اگه واسه تولدم یه دوچرخه بهم بدی قول می دم که بچه خوبی باشم.بابی

بابی کمی فکر کرد و با خودش گفت که شاید این نامه هم جواب نده. واسه همین پارش کرد. تو فکر فرو رفت. رفت به مامانش گفت که می خوام برم کلیسا. مامانش دید که کلکش کار ساز بوده، بهش گفت خوب برو ولی قبل از شام خونه باش.
بابی رفت کلیسا. یکمی نشست وقتی دید هیچ کسی اونجا نیست، پرید و مجسمه مادر مقدس رو کش رفت ( دزديد ) و از کلیسا فرار کرد.
بعدش مستقیم رفت تو اتاقش و نامه جدیدش رو نوشت.

نامه شماره چهار
سلام خدامامانت پیش منه. اگه می خواییش واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده.بابی

نتيجه گيري بدون دانستن تمام حقايق


مرد مسنی به همراه پسر 25 ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.
به محض شروع حرکت قطار پسر 25 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد: "پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند" مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه 5 ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند.
ناگهان پسر دوباره فریاد زد: " پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند." زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:" پدر نگاه کن باران می بارد،‌ آب روی من چکید.
زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: "‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟!"
مرد مسن گفت: " ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند

دروغ سنج

یک نفر می میرد و به جهان آخرت می رود . در آنجا مقابل دروازه های بهشت می ایستد سپس دیوار بزرگی می بیند که ساعت های مختلفی روی آن قرار گرفته بود. از یکی از فرشتگان می پرسد "این ساعت ها برای چه اینجا قرار گرفته اند؟" فرشته پاسخ می دهد :"این ساعت ها ساعت های دروغ سنج هستند و هر کس روی زمین یک ساعت دروغ سنج دارد و هر بار آن فرد یک دروغ بگو ید عقربه ی ساعت یک درجه جلوتر میرود"مرد گفت :"چه جالب آن ساعت کیه؟!"فرشته پاسخ داد :"مادر ترزا او حتی یک دروغ هم نگفته بنابراین ساعتش اصلاٌ حرکت نکرده استوای باور کردنی نیست . خوب آن ساعت کیه؟"فرشته پاسخ داد :"ساعت آبراهام لینکلن(رئیس جمهور سابق آمر یکا) عقربه اش دوبار تکان خورد!خیلی جالبه راستی ساعت احمدی نژاد کجاست ؟فرشته پاسخ داد : آن در اتاق کار سرپرست فرشتگان است و از آن به عنوان پنکه سقفی استفاده می کنند!!!!!!!!!

۱۳۸۸ مهر ۶, دوشنبه

داستان پيرمرد و فرزند

پيرمردي تنها در مينه سوتا زندگي مي کرد . او مي خواست مزرعه سيب زميني اش راشخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود .
تنها پسرش که مي توانست به او کمک کند در زندان بود .
پيرمرد نامه اي براي پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد :
پسرعزيزم من حال خوشي ندارم چون امسال نخواهم توانست سيب زميني بکارم .
من نمي خواهم اين مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت هميشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من براي کار مزرعه خيلي پير شده ام. اگر تو اينجا بودي تمام مشکلات من حل مي شد.
من مي دانم که اگر تو اينجا بودي مزرعه را براي من شخم مي زدي .
دوستدار تو پدر
پيرمرد اين تلگراف را دريافت کرد :
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .
4 صبح فردا 12 نفر از مأموران fbi و افسران پليس محلي ديده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينکه اسلحه اي پيدا کنند .
پيرمرد بهت زده نامه ديگري به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقي افتاده و مي خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سيب زميني هايت را بکار ، اين بهترين کاري بود که از اينجا مي توانستم برايت انجام بدهم .

نتيجه اخلاقي :
هيچ مانعي در دنيا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصميم به انجام کاري بگيريد مي توانيد آن را انجام بدهيد .
مانع ذهن است . نه اينکه شما يا يک فرد، کجا هستيد .

۱۳۸۸ مهر ۲, پنجشنبه

when seawater turn sweet

Lyrics:
Seawater is so salty, but why, oh why?
A poet quietly replies,
"It¡¯s from thousands and thousands of tears,
bitterness and suffering for ages and years.
I look forward to the day,
when seawater turns sweet.¡±
When all good people all over the world,
Together, finally, have made it through
to the spring in which everything
everything is renewed.
When seawater turns sweet.
Why is sea water so salty to the tongue?
It's said a sage left this answer once,
"It's from Buddha's tears of compassion
Because of all his lost children.
I look forward to the day,
When seawater turns sweet.¡±
When all good people all over the world,
Together, finally, have made it through
to the spring in which everything
everything is renewed.
When seawater turns sweet.
ترانه زیبا ساخته شده به وسیله تمرین کنندگان فالون دافا

۱۳۸۸ مهر ۱, چهارشنبه

۱۳۸۸ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

آنفولانزا با سرماخوردگی چه تفاوتهایی دارد ؟


آنفولانزا با سرماخوردگی تفاوت دارد؛ به طور معمول نشانه‌های آنفولانزا شدید‌تر است و بیمار اغلب نسبت به سرماخوردگی زمان بیش‌تری از کار و مدرسه باز می‌ماند. نشانه‌هایی مانند تب، کوفتگی و درد در بدن، سر درد، خستگی، از دست دادن اشتها، سرفه‌ی خشک و گلوی دردناک یا خشک مربوط به کدام است آنفلوآنزا یا سرماخوردگی ؟در ادامه به بررسی بیشتر این بیماری و اطلاعات مفید در مورد آن می پردازیم.

بیش‌تر مردم بدون مشکل جدی از این بیماری رهایی می‌یابند، اما گاهی بیماری به عفونت باکتریایی، از جمله عفونت گوش، عفونت سینوس‌ها یا عفونت مجراهای تنفسی(برونشیت)، می‌انجامد. البته، با نگهداری مناسب از بیمار در خانه می‌توان از این عفونت‌ها پیش‌گیری کرد. در برخی بیماران ممکن است عفونت‌های دردسر سازتری مانند نومونیا به وجود بیاید. بیمارانی که در خطر چنین عفونتی هستند و باید در بیمارستان بسری شوند، عبارت‌اند از: بچه‌های کم سن، بزرگسالان ۶۵ ساله یا بیش‌تر و کسانی که ناراحتی‌های پزشکی جدی دارند.
چه چیزی آنفولانزا را به وجود می‌آورد؟دو نوع ویروس آنفولانزا، A و B ، باعث آنفولانزا می‌شوند. به طور معمول نوع A عامل همه‌گیری سالانه‌ای است که رخ می‌دهد. این ویروس‌ها پیوسته تغییر می‌کنند و زیرنوع‌ها یا سوش‌هایی را تولید می‌کنند که با ویروس اولی تفاوت دارند اما برخی از ویژگی‌های آن را حفظ کرده‌اند. سوش‌های ویروس آنفولانزا که باعث آنفولانزا می‌شوند ممکن است از سالی به سال دیگر تفاوت داشته باشد.
نشانه‌های آنفولانزا چیست؟آنفولانزا با تب، سرفه، احساس سردی همراه با لرز، کوفتگی و درد در بدن، سر درد و خستگی همراه است. این نشانه‌ها به طور معمول ۳ تا ۴ روز ادامه دارند و پس از آن ممکن است بیمار برای یک هفته‌ی دیگر یا بیش‌تر، سرفه‌های خشک، آب‌ریزش بینی و گلودرد داشته باشد. دوره‌ی کمون(شکل‌گیری)، یعنی زمانی که فرد در معرض ویروس آنفولانزا قرار می‌گیرد تا زمانی که نشانه‌های بیماری را بروز می‌دهد، ۱ تا ۴ روز است.اگرچه مردم اغلب واژه‌ی آنفولانزا را برای هر نوع بیماری به کار می‌برند که نشانه‌هایی مانند آنفولانزا دارد( مانند سرماخوردگی معمولی یا ویروس معده)، آنفولانزا یک بیماری ویروسی مجزا با نشانه‌های ویژه‌ی خود است و به‌طور معمول در زمان‌های ویژه‌ای از سال، پایان پاییز و طی زمستان، رخ می‌دهد.
آنفولانزا چگونه تشخیص داده می‌شود؟متخصصان بهداشت به طور معمول آنفولانزا را از روی نشانه‌های آن تشخیص می‌دهند، به‌ویژه اگر موردهای مشابه زیادی از بیماری در جامعه دیده شود و مرکز بهداشت منطقه شیوع بیماری را تایید کرده باشد. به طور معمول به آزمون‌های مرسوم از افرادی که نشانه‌های شاخص آنفولانزا را دارند، نیازی نیست. به‌ندرت، با آزمون نمونه‌ی خون یا مایع بینی یا گلو، ویروس آنفولانزا را شناسایی می‌کنند.آنفولانزا چگونه درمان می‌شود؟مراقبت و استراحت در خانه همه‌ی چیزی است که برای تسکین نشانه‌های آنفولانزا نیاز هست. باوجود این، داروهای ضد ویروس برای کاهش مدت زمان بیماری و شدت نشانه‌ها نیز وجود دارد. این داروها به‌ویژه برای افراد مسن و کسانی که خطر شدت گرفتن پیامدهای بیماری در آنان بالاست، مفید هستند. مصرف این داروها را طی دو روز پس از بروز نخستین نشانه‌ها باید آغاز کرد. مصرف این داروها به دستور پزشک نیاز دارد.
درمان خانگی آنفولانزا چیست؟استراحت، استراحت و استراحت. برای کاهش تب و سر درد می‌توانید از استامینوفن یا ایبوپروفن استفاده کنید. دکانجستانت‌ها می‌توانند آبریزش بینی را کاهش دهند و از فشار و درد بافت‌های باد کرده در صورت و پشت پرده‌ی صماخ گوش بکاهند. با نوشیدن مایع و ضد سرفه‌هایی که به تجویز پزشک نیاز ندارند، می‌توانید از سرفه‌ها بکاهید. شستن دست و صورت و پاشویه، البته نه با آب بسیار سرد، نیز به کاهش تب کمک می‌کند.
آیا ازآنفولانزا می‌توان پیش‌گیری کرد؟شما با واکسینه‌شدن سالانه علیه ویروس آنفولانزا می‌توانید از این بیماری پیش‌گیری کنید. این واکسن به بدن شما تزریق می شود و بهترین زمان برای این کار ماه مهر و آبان است. این واکسن را به کودکان بالا‌تر از ۶ ماه و هر فردی که می‌خواهد به پیش‌گیری از این بیمار کمک کند، تزریق کرد. این واکسن برای افراد زیر سفارش می‌شود:همه‌ی کودکان۶ تا ۲۳ ماهه همه‌ی بزرگسالان بالاتر از ۵۰ سال بزرگسالان و کودکان ۲ ساله و بیش‌تر که به ناراحتی‌های دیگری مانند آسم، بیماری قلبی، ناراحتی‌های تنفسی یا بیماری‌های دستگاه ایمنی دچار هستندزنانی که طی فصل آنفولانزا باردار هستندواکسنی دیگر نیز به بازار آمده است که نوعی افشانه‌ی بینی است و برای کودکان سالم و بزرگسالان ۵ تا ۴۹ سال مناسب است. این واکسن به زنان باردار و کسانی که بیماری‌ دستگاه ایمنی دارند، داده نمی‌شود.
بیش‌تر بدانیمهمه‌گیری‌ گسترده‌ی آنفولانزا درپی تغییرهای شگرفی در ویروس آنفولانزا رخ می‌دهد. این همه‌گیری حدود هر ۱۰ سال رخ می‌دهد. وقتی تغییر شگرفی در ویروس رخ می‌دهد، افرادی که به آنفولانزا مبتلا شده‌اند، با شدن بیش‌تری بیمار می‌شوند.ویروس سرماخوردگی از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود. قطره‌های کوچکی از سرفه یا عطسه‌ی دیگران، چیزهایی مانند دستمال یا هوله که به مایع بینی یا گلوی فرد بیمار آلوده شده باشد یا تماس با دست آلوده‌ی فرد مبتلا، می‌تواند شما را بیمار کند. از این رو، شستن دست‌ها، به‌ویژه طی زمستان، سفارش شده است.افرادی که به ویروس آنفولانزا آلوده شوند، ۱ روز پیش از این که نشانه‌های بیماری بروز کند تا ۵ روز پس از بروز آن، می‌توانند دیگران را آلوده کنند. بنابراین، ممکن است شما زمانی که هنوز نمی‌دانید به این بیماری دچار شده‌اید، آن را به دیگران انتقال دهید.دور نگه‌داشتن دست‌ها از بینی، چشم‌ها و دهان نیز به پیش‌گیری از بیماری کمک می‌کند. احتمال این که ویروس از این راه‌ها به بدن شما وارد شود، زیاد است.ورزش منظم، غذای مناسب، سیگار نکشیدن به پیشگری از آنفولانزا کمک می‌کند.دود سیگار به پوشش مجراهای تنفسی و شش‌ها آسیب می‌رساند و آن‌ها را به ویروس‌ حساس می‌کند.آنفولانزا به طور معمول طی ۵ تا ۷ روز فروکش می‌کند. البته، خستگی آن ممکن است ادامه داشته باشد. گاهی ممکن است به عفونت‌های باکتریایی نیز دچار شوید که در این صورت باید بی‌درنگ به پزشک مراجعه کنید. عفونت گوش، مجراهای تنفسی و سینوس‌ها از نشانه‌های عفونت باکتریایی است.شما به مصرف آنتی‌بیوتیک نمی‌توانید از این بیماری پیش‌گیری یا آن را درمان کنید. آنتی‌بیوتیک‌ها برای مبارزه با باکتری‌ها مناسب هستند و روی ویروس‌ها اثری ندارند. البته، آنتی‌بیوتیک‌ها باید همواره با نظر پزشک مصرف شوند.مصرف فراوان ویتامین‌ها، مواد معدنی، مانند قرص‌های ویتامین سی و روی یا داروهای گیاهی به درمان یا پیشگیری از آنفولانزا کمک نمی‌کنند و بهتر است به رژیم غذایی سالم توجه بیش‌تری داشته باشیم.
معرفی ویروس آنفلوانزاویروس آنفلوانزا متعلق به خانواده اورتومیکسوویریده بوده و ویروس RNA داراست و از ۴ گونه (ویروس نوع C, B, A و توگوتو) تشکیل شده است.ویروس آنفلوانزای نوع A در حیوانات پست و پرندگان اهمیت بیشتری دارد. این ویروس علاوه بر انسان حیوانات زیادی را مبتلا می‌کند که شامل خوک، اسب، پستانداران دریایی و گونه‌‌های پرندگان می‌باشند.تعدادی از ویروس‌های آنفلوانزای پرندگان از انسان جدا شده و گزارشات سرولوژیک مبین این مسئله است که ویروس آنفلوانزای پرندگان قادر است به انسان منتقل گردد.تاکنون ۱۵ زیر گونه H و ۹ زیرگونه N برای ویروس آنفلوانزا A در پرندگان آبی جدا گردیده است.مورتالیتی و موربیدیتی همه‌‌گیری جهانی آنفلوانزا، صدمات بسیار بالای اجتماعی و اقتصادی به دنبال خواهد داشت و بر اساس نظریات کارشناسان سازمان جهانی بهداشت در جریان پاندمی بالغ بر ۲۵ درصد افراد جامعه بیمار خواهند شد و کارشناسان از احتمال بروز یک زیرگروه ویروس آنفلوانزا در آینده نزدیک خبر داده‌اند که بر اساس مدل‌های ریاضی پیش‌بینی می‌شود پاندمی آینده ۲ – ۴/۷ میلیون مورد مرگ به همراه داشته باشد.غیرقابل پیش‌بینی بودن نوع ویروس در چرخش و سرعت انتشار آن بر اهمیت آمادگی برای پیشگیری از پاندمی می‌افزاید به بیان دیگر فرصت‌ برنامه‌ریزی مناسب و آمادگی مقابله با پاندمی را نباید از دست داد.
مداخله های درمانیبر اساس توصیه‌های سازمان جهانی بهداشت واکسن‌ها تنها مداخله بسیار مهم جهت پیشگیری از بیماری و مرگ ناشی از آنفلوانزا در طی اپیدمی‌های فصلی و پاندمی‌ها می‌باشند. حداقل ۴ تا ۶ ماه زمان جهت تولید اولین دوزهای واکسن به دنبال جداسازی ویروس جدید پاندمی نیاز است و ذخیره سازی زیاد واکسن توصیه نمی‌شود.همه کشورها بایستی اولویت‌های خود را جهت واکسیناسیون گروه‌های پرخطر تعیین نمایند و تحقیقات نشان داده است که داروهای ضد ویروسی، هم در پیشگیری و هم در درمان زودرس آنفلوانزا اگر در ۴۸ ساعت اولیه شروع بیماری داده شوند موثر می‌باشند.در طی اپیدمی‌های فصلی آنفلوانزا، داورهای ضد ویروسی، کمک کننده بسیار مهمی به واکسیناسیون در استراتژی‌های کاهش بار طبی و اقتصادی آنفلوانزا می‌باشند چرا که داروهای ضد ویروسی می‌توانند با حجم زیاد ذخیره شوند و اثرات تکمیلی آنی داشته باشند.
گروههای در معرض خطربا توجه به این مطالب و به دلیل محدودیت‌های تولید واکسن در سراسر جهان، استفاده از واکسن به افراد در معرض خطر بیماری شدید آنفلوانزا مانند افراد بالای ۶۰ سال، افراد مقیم در آسایشگاه‌ها و اماکن نگهداری بیماران مزمن، بالغین و کودکان دارای بیماری مزمن ریوی و قلبی عروقی از قبیل آسم، بالغین و کودکان دارای بیماری‌هایی از قبیل بیماری‌های مزمن متابولیکی، نارسائی کلیوی هموگلوبینو پاتی‌ها، ضعف سیستم ایمنی- کودکان ۲۳ تا ۶ ماه، افرادی که به مدت طولانی تحت آسپرین درمانی بوده‌اند، زنانی که در فصول مختلف مستعد عفونت با ویروس آنفلوانزا در سه ماهه دوم و سوم حاملگی خواهند بود و همچنین افرادی که در معرض تماس بیماری آنفلوانزا قرار دارند از قبیل شاغلین در مراکز ارائه کننده خدمات بهداشتی- درمانی، شاغلین در اورژانس‌ها، شاغلین در مراکز گردشگری، پرسنل ارائه دهنده خدمات شهری (متوفیات- دفع زباله‌های عفونی) و کارکنان مرغداری‌ها (کارکنانی که در قسمت‌های ذبح و تکه نمودن و پرکندن و دفع اجساد مرغ‌ها فعالیت داشته‌اند) محدود می گردد.
تفاوت سرما خوردگی با آنفولانزاسرما خوردگی وآنفولانزا علائمی مشابه دارند. سرما خوردگی معمولا خفیف تر است در حالی که آنفولانزا علائم شدید تری دارد. هنگام سرما خوردگی معمولاعلاوه بر احساس خستگی عطسه و سرفه می کنید و آبریزش بینی دارید. ممکن است تب نداشته یا تب پایینی داشته باشید. (فقط یک یا ۲ درجه بالا تر از حد طبیعی). هچنین ممکن است کوفتگی عضلانی یا سوزش گلو، اشک ریزش وسر درد هم داشته باشید. آنفولانزا ناگهان شروع شده و بسیار آزار دهنده است. شما احساس ضعف و خستگی می کنید و تب دارید. علائـــم دیگر شامل سرفه های خشک، آبریزش از بینی، لرز، درد عضلانی، سر درد شدید، درد چشم وگلو درد میشود. مدت زمان بیشتری طول می کشد تا آنفولانزا کاملا خوب شود اما در سرما خوردگی این مدت کوتاه تر است. علت سرما خوردگی و آنفولانزا چیست؟بیش از ۱۰۰ نوع ویروس مختلف می توانند سرما خوردگی ایجاد کنند. امــــــا ویروس هایی که باعث آنفولانزا می شوند زیاد نیستند. همین مطلب یعنی انواع کم ویروسهایی که باعث آنفولانزا می شوند باعث شده واکسن هایی تهیه شود که به پیشگیری از آنفولانزا کمک می کنند. اما در مورد سرما خوردگی ساختن واکسن به دلیل تعداد زیاد ویروسها میسر نیست.
داروهای قابل مصرف بدون دستور پزشکترکیبات زیر در داروهایی که برای سرما خوردگی و آنفولانزا تجویز می شوند وجود دارند. قبل از مصرف داروها بر چسب آنها را با دقت بخوانید. اگر سوالی داشتید حتما از پزشک یا داروساز بپرسید.- داروهای ضد التهاب و آرام بخشها معمولا درد را بهبود بخشیده، تب را پایین می آورند. بعضی از این داروها شامل استامینوفن، آسپرین، ایبوبروفن، کتوبروفن و ناپروکسن می شوند. بچه ها و کودکان نباید آسپرین بخورند.- داروهای ضد سرفه که باعث قطع سرفه می شوند مثل دکسترومتورفان.در صورتی که سرفه شما حاوی ترشحات است از این دارو استفاده نکنید.- اکسپکتورانت ها که موجب رقیق تر شدن ترشحات گلو می شوند و باعث می گردند هنگام سرفه این ترشحات راحت تر خارج شوند. یکی از انواع این دارو ها گایفنزین است.- ضد احتقان هایی که به داخل بینی ریخته شده و باعث کاهش احتقان بینی می شوند، نمونه ای از این داروها پسودوافدرین است.
در مورد داروهاهیچ درمان یا داروی خاصی برای بهبود سرما خوردگی و آنفولانزا وجود ندارد. آنتی بیوتیکها ویروسها را از بین نمی برند. بعضی از داروها فقط به بر طرف شدن علائم آنفولانزا و سرما خوردگی کمک می کنند. قبل از دادن هر گونه دارویی به فرزندان خود حتما با پزشک مشورت کنید. شما می توانید داروهای سرما خوردگی و آنفولانزا را بدون تجویز پزشک از داروخانه ها تهیه کنید. بعضی از داروهای تجویزشده به نــام ضد ویروسها می توانند به بر طرف شدن علائم آنفولانزا کمک کنند. این داروها در صورتیکه سریع و بلا فاصله بعد از آغاز بیماری مصرف شوند باعث ایجاد احساس بهبودی می شوند. این داروها می توانند به صورت قرص یا استنشاقی مصرف شوند. انواع استنشاقی ممکن است برای بعضی از افراد مبتلا به آسم یا بیماری مزمن ریوی ایجاد مشکل نماید. در صورتیکه مبتلا به آسم هستید و برای درمان سرماخورد گی و آنفولانزا به پزشک مراجعه کرده اید حتما ابتلای خود به آسم را به وی گوشزد کنید.
درمان علائم سرما خوردگی و آنفولانزا- در خانه بمانید و استراحت کنید مخصوصا در هنگام بروز تب.- سیگار نکشید و از همراهی با افرادیکه سیگارمیکشند اجتناب کنید.- مایعات فراوان بنوشید مثل آب، آب میوه و سوپ رقیق شده.- از نوشیدن الکل پرهیز کنید.- با آب نمک ولرم چند بار در روز غرغره کنید این کار باعث می شود سوزش گلو بهبود یابد. اسپری های گلو نیز به کاهش درد گلو کمک می کنند.- قطره های بینی که حاوی آب و نمک(سرم فیزیولوژی) هستند به کاهش ترشحات بینی و مرطوب شدن پوست داخل بینی کمک می کنند.
چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟در بعضی موارد، نبازی به دیدن پزشک نیست. شما می توانید علائم را با پیگیری توصیه های بالا درمان کنید. فقط در صورتیکه در ابتدا علائم آنفولانزا را داشتید به پزشک خود اطلاع دهید تا پزشک داروهای ضد ویروس تجویز نماید. همچنین وقتی هر کدام از موارد زیر را مشاهده کردید به پزشک مراجعه کنید.- سرما خوردگی که بیش از ۱۰ روز طول کشیده است.- گوش درد یا خروج ترشح از بینی- درد شدید در صورت یا پیشانی- تب بالای ۳۸ درجه- تنفس کوتاه- خشونت صدا، سوزش گلو یا سرفه مداوم- خس خس سینه
پیشگیری از آنفولانزابه اندازه کافی بخوابیدبـرای سـالـم ماندن، خوابتان حتماً باید کافی باشد. خواب کـافی نـه تـنـهـا بـاعــث می شود که در طول روز شاداب وهـوشیـار بـاشـید، بلکه به نیرومند ماندن سیستم دفاعینـیـز کـمـک مـی کـنـد. ســعی کنید ۷ تا ۸ ساعت در شب استراحت کنید تا خطر ابتلای شما به آنفولانزا کمتر شود.ویتامین Cاستفاده از ویتامین C به شما در مقابله با آنفولانزا کمک می کند. پس تا می توانید از میوه ها و سبزیجاتی که حاوی ویتامین C هستند استفاده کنید.مولتی ویتامین هادر کنار ویتامین C، خوب است که روزانه یک مولتی ویتامین هم بخورید تا از ابتلا به بیماری ها در امان بمانید.آبچند بار تا به حال شنیده اید که باید روزانه حداقل ۸ لیوان آب بخورید؟ شاید هرروز این جمله به گوشتان بخورد. این کار به بدنتان بسیار کمک می کند. سیستم بدنتان را شستشو می دهد و برای حفظ یک رژیم غذایی سالم و سلامتیتان لازم است. میکروب ها دشمن بدنتان هستندتا می توانید از استفاده ی چند نفره از لیوان یا سایر ظروف غذا خودداری کنید، به خصوص زمانی که علائم بیماری ها را در طرف مقابل مشاهده می کنید.محیط های بستهمحیط های بسته ای مثل اداره و اتوبوس، محل مناسبی برای رشد میکروب می باشد. منظورم این نیست که در این مکان ها مثل افراد وسواسی ماسک بزنید و راه بروید، اما اگر کسی را دیدید که در حال عطسه و سرفه است، از آنها دوری کنید. و هنگام مراجعت به خانه دستهای خود را تمییز بشویید، به ویژه هنگام غذا خوردن.ورزشورزش برای سلامتیتان بسیار خوب ست. با ورزش کردن نه تنها قدرت بدنیتان را افزایش می دهید، بلکه باعث تقویت سیستم دفاعی بدنتان هم می شوید.از استرس و فشارهای روحی دوری کنیدداشتن استرس اصلاً برای سلامتیتان خوب نیست. اگر کارهایی که در بالا ذکر شد، مثل خوابیدن کافی و ورزش را انجام دهید، استرستان را هم کاهش داده اید.داروهای گیاهیبرخی افراد در تاثیر داروهای گیاهی مثل اکیناسی برای مقابله با آنفولانزا اصرار دارند، اما باید بگوییم که هیچ اثبات علمی برای آن وجود ندارد. اما اگر می خواهید از این داروها استفاده کنید سعی کنید به محض مشاهده ی آثار و علائم آنفولانزا آن را استفاده کنید. دکتر، دکتر…!همه می دانیم این موارد راه های ساده ای برای پیشگیری از ابتلا به آنفولانزا بود اما هیچکدام جای درمان های پزشکی را نمی گیرد.به خاطر داشته باشید که آنفولانزا بیماری است که هر چند وقت یکبار همه به آن مبتلا می شوند . هیچ ضمانت %۱۰۰ برای پیشگیری از آن نیست. اما راه های عنوان شده همه به نوعی به شما کمک می کنند .تزریق واکسن آنفولانزا برای چه کسانی ضروری استافراد بالای‌ ۶۵ سال‌ ‌ ،افراد مبتلا به‌ بیماریهای‌ مزمن‌ ریوی،آسم و برونشیت ، بیماران کلیوی ،بیماران قلبی ،افراد مبتلا به HIV ، بیماران دارای نقص سیستم ایمنی ،بیماران دیابتی وتالاسمی، کودکان ۶ تا ۲۳ ماه بویژه کودکانی که در مهدکودک و در تماس با سایر کودکان ‌هستند، کارکنان مراکز بهداشتی و درمانی ، کارکنان مرغداریها ،شکاربانان و افرادی که با پرندگان در تماس هستند.
توضیحاتی در مورد سرما خوردگیعامل سرماخوردگی: قریـب بـه ۲۰۰ نــوع ویــــروس عامل بیماری سرماخوردگی میباشند. آب و هـــوای سرد علت سرماخوردگی نمیباشد. به این عـلت شیـوع ایـن بـیـمـاری در فـصـول ســـرد سال بــیشتر میباشد که افراد معمولا در محیطهای بسته ودر مجاورت یکدیگر بسر میبرند بنابراین سرایت ویروس ســرماخوردگی سهل تر میگردد. علت دیگر آن کاهش رطـوبت هـوا در فـصـول سـرد سـال میـباشد که سبب خشـکی بیـنـــی و افزایش آسیب پذیری آن نسبت به ویروس سرماخوردگی میگردد.
مدت بیماری: یک تا دو هفته شروع علائم بیماری: ۳-۲ روز پس از سرایت بیماریزمان اوج واگیردار بودن: ۴-۲ روز پس از ظهور علائمعلائم سرماخوردگیاحتقان بینی، التهاب سینوسها، عطسه، گلو درد، سرفه، سردرد، تب، آبریزش بینی، کاهش حس بویایی و چشایی، درد عضلانی، بی اشتهایی، خستگی و ضعف.تفاوت علائم سرماخوردگی و آنفلوآنزا۱- تب در سرماخوردگی نادر بوده اما در آنفلوآنزا بروز تب بالا (۴-۳ روز تداوم می یابد) عادی است.۲- سردرد در سرماخوردگی نادر بوده اما در آنفلوآنزا شدید میباشد.۳- درد عمومی بدن در سرماخوردگی خفیف بوده اما در آنفلوآنزا شدید میباشد.۴- خستگی و فرسودگی شدید در سرماخوردگی وجود نداشته اما در آنفلوآنزا شدید میباشد.۵- سرفه در سرماخوردگی خفیف بوده اما در آنفلوآنزا شدید میباشد.۶- عطسه و گرفتگی بینی در سرماخوردگی عادی بوده اما در آنفلوآنزا ممکن است وجود نداشته باشد.
راههای پیشگیری از سرماخوردگی۱- شستشوی دستها.۲- جلوی عطسه و سرفه خود را با دستمال کاغذی بگیرید و نه دستها.۳- دست نزدن به صورت (چون ویروس سرماخوردگی از راه چشمها، بینی و دهان وارد بدن میگردد)۴- نوشیدن آب فراوان.۵- ورزش کردن.۶- سیگار نکشیدن.۷- دوری گزیدن از افراد مبتلا به سرماخوردگی.۸- برخورداری از یک رژیم غذایی معتدل سرشار از ویتامین.راههای درمان سرماخوردگی۱- مصرف داروهای آسپرین (افراد بالای ۲۰ سال)، استامینوفن، آنتی هیستامینها، اکسپکتورانت.۲- استراحت کردن و گرم نگاهداشتن بدن بسیار مهم میباشد.۳- نوشیدن مایعات گرم مانند سوپ.۴- مصرف موز، هویج و چای.۵- مصرف ویتامین C و روی.۶- هنگام شب می باید یک بالشت اضافی زیر سر قرار داده شود تا گرفتگی بینی کاهش یابد.۷- برای درمان گرفتگی بینی ۴/۱ قاشق چایخوری نمک و ۴/۱ قاشق چایخوری جوش شیرین را در ۱۸ اونس آب گرم مخلوط کرده و توسط سرنگ (سوزن جدا شده) به درون بینی وارد کنید.۸- برای کاهش علایم گلو درد یک قاشق چایخوری نمک را در ۱۸ اونس آب گرم مخلوط کرده و غرغره کنید. همچنین میتوانید یک قاشق غذاخوری آب لیمو و یک قاشق غذاخوری عسل را در ۲ فنجان آب گرم مخلوط کرده سپس غرغره کنید.۹- بخور اوکالیپتوس علایم گرفتگی بینی را کاهش میدهد.۱۰- حمام آب گرم بگیرید.۱۱- تخلیه مرتب بینی در تسریع دفع ویروس از بدن موثر میباشد.
رژیم غذایی درسرما خوردگی و آنفلوآنزاچه غذاهایی برای سرماخوردگی مفید هستند؟برای این که سیستم ایمنی بدن به بهترین نحو به وظیفه‌اش که مبارزه علیه ویروس‌های سرماخوردگی و آنفلوانزا است، عمل کند باید مواد مغذی حیاتی را دریافت کند.از جمله منابع اصلی طبیعی تامین‌کننده ویتامین ث که در درمان سرماخوردگی موثرند عبارت اند از:- پرتقال، گریپ فروت، انواع توت، فلفل دلمه‌ای، توت فرنگی، سیب زمینی و سبزیجات برگ سبز از قبیل انواع کلم. دریافت زیاد و منظم ویتامین ث به کاهش بروز، شدت و طول مدت سرماخوردگی کمک می‌کند.- غلات سبوس‌دار و حبوبات، منابع غذایی خوب یکی از ویتامین‌های گروه ب به نام پانتوتنیک اسید هستند. کمبود پانتوتنیک اسید، سبب بروز عفونت‌های مکرر دستگاه تنفسی فوقانی می‌شود.- سیر دارای آهن، روی و آلیسین است که سبب تقویت سیستم ایمنی و کمک به کاهش خطر عفونت‌های ویروسی می‌شود.- ماهی قباد، قزل‌آلا، ساردین و ماهی‌های روغنی غنی از اسیدهای چرب امگا ۳ هستند. همچنین تخم کتان،‌ دانه کدو حلوایی و روغن شاه‌دانه نیز از دیگر منابع خوب امگا ۳ هستند- دانه کنجد، تخمه کدو حلوایی و آفتاب‌گردان منابع غنی اسیدهای چرب امگا ۶ هستند. این اسید‌های چرب در مبارزه علیه عفونت‌های سرماخوردگی به سلول‌های دستگاه تنفسی کمک می‌کنند.- جگر، انواع ماهی از جمله قزل‌آلا،‌ قباد و شاه ماهی، کره و تخم‌مرغ منابع ویتامین آ هستند. هویج، انبه، سیب‌زمینی،‌ زردآلو، کدو حلوایی و سبزیجات سبز تیره نیز تامین‌کننده بتاکاروتن هستند که در بدن به ویتامین آ تبدیل می‌شوند. عفونت‌های مکرر تنفسی در کودکان با کاهش ذخایر ویتامین آ مرتبط است. یک رژیم غذایی متنوع و مخلوط حاوی این غذاها، مواد کافی برای یک کودک در حال رشد را تامین می‌کند.- ماهی، مرغ، گوشت قرمز بدون چربی، لبنیات و مخلوطی از حبوبات مغزها، دانه‌ها و غلات سبوس‌دار، تامین کننده پروتئین هستند. کمبود دریافت پروتئین خطر ابتلا به عفونت را افزایش می‌دهد.- گوشت، شیر، غلات و حبوبات تامین کننده ویتامین‌های ب‌ـ۶ و پانتوتنیک اسید هستند که برای تامین سلامتی سیستم ایمنی از اهمیت بسیاری برخوردارند.- غلات صبحانه (برشتوک)، نان و عصاره مخمر،‌ تامین کننده اسیدفولیک هستند که برای سلامتی و تقویت سیستم ایمنی ضروری است. به علاوه چغندر، لوبیا چشم بلبلی و انواع کلم منابع خوب فولات (فرم طبیعی اسید فولیک) هستند.- انواع صدف، گوشت‌های قرمز بدون چربی و غلات سبوس‌دار حاوی روی هستند. روی یک ماده معدنی مورد نیاز برای سیستم ایمنی است.
از چه غذاهایی پرهیز کنیم؟غذاهای آماده بسته بندی شده و کنسروها از لحاظ ویتامین‌ها و مواد معدنی فقیر هستند.بنابراین به جای مصرف این نوع غذاها از انواع میوه و سبزیجات تازه، گوشت، ماهی، غلات، مغز‌ها و دانه‌ها استفاده کنید.نکته:استفاده از بخور برای رفع گرفتگی بینی کمک می‌کند. برای این کار، به مدت ۱۰ دقیقه سر را بر روی بخارات یک ظرف آب در حال جوشیدن بگیرید. بهتر است دستمال یا حوله‌ای را روی سر بگذارید و این عمل را سه بار در روز تکرار کنید. می‌توان مقداری روغن منتول یا اوکالیپتوس به آب در حال تبخیر اضافه کنید تا عمل تنفس را تسهیل کند.- مقدار زیادی مایعات مصرف کنید. در طول حملات شدید آنفلوانزا، بهتر است از مایعات مقوی و مغذی مثل انواع سوپ‌ها و آش‌ها به عنوان جایگزین وعده اصلی استفاده کنید. البته به شرطی که تعادل صحیحی از انواع مواد مغذی را دارا باشد.- تا جایی که می‌توانید استراحت کنید. سیستم ایمنی برای تجدید قوا به استراحت نیاز دارد. عدم توجه به علائم یک عفونت ویروسی و سعی در ادامه کار و فعالیت در حین بیماری، مدت ابتلا را طولانی می‌سازد.
واکسن آنفولانزا و سرماخوردگیواکسن سرماخوردگی شامل چند ویروس شناخته شدهی ضعیف شده است که از طریق تزریق عضلانی ایمنی ۸۰ درصدی را برای یک سال ایجاد میکند.برای کاهش عوارض سرماخوردگی تزریق واکسن این بیماری برای افراد بالاتر از ۶۰ سال و یا مبتلایان به بیماریهای مزمن قلبی، ریوی و کلیوی توصیه میشود؛سرماخوردگی به بیماریهای دستگاه تنفسی فوقانی اطلاق میشود که توسط ویروسهایی همچون آنفولانزا، رینوویروسها، آدنوویروسها ایجاد میگردد.این متخصص ادامه داد: علایم سرماخوردگی شامل آبریزش از بینی، کوفتگی، خستگی، دردهای عضلانی و استخوانی، سردرد، درد چشم، تهوع، گلو درد و سرفه است؛ این ویروس پس از ورود به بدن در مخاط دستگاههای تنفسی ایجاد بیماری کرده و همراه با ترشحات دستگاه تنفسی از فردی به فرد دیگر قابل انتقال است، بنابراین دست دادن، بوسیدن، عطسه و سرفه در محلهای عمومی باعث انتقال آن میشود.شایعترین علت غیبت از کار و مدرسه در فصول سرد سرماخوردگی است که با استراحت سه تا پنج روز به طول میانجامد.رطوبت و درجه حرارت در انتشار ویروس نقش دارد، این بیماری در کشورهای مناطق معتدل در فصل سرما (زمستان و پاییز) به علت بارندگی و رطوبت بیشتر است؛ از دیگر علل افزایش بروز سرماخوردگی در فصل سرما استفادهی بیشتر از وسایل نقلیهی دسته جمعی و تجمع در فضاهای بسته و عدم استفاده از تهویه ی مناسب است.تغذیه یکی از فاکتورهای موثر در عملکرد سیستم ایمنی است، بنابراین سوء تغذیه در بروز بیماریهای عفونی نقش مهمی را ایفا میکند. ابتلا به بیماریهای مزمن قلبی، کلیوی و وریدی نیز فرد را مستعد ابتلا به این عفونت میکند.در سرماخوردگی مخاط بینی و دستگاه تنفسی دچار احتقان و التهاب شده، پس مصرف مداوم مایعات، استفاده از بخور در تسکین علایم و سیر بهبود آن نقش دارد.برای پیشگیری از بروز و درمان سرماخوردگی رعایت نکات بهداشتی از سوی فرد بیمار از قبیل استفاده از وسایل و ظروف جداگانه، اجتناب از حضور در اماکن عمومی و نیز استفاده از داروهای ضد ویروس، مصرف مایعات فراوان، شست و شوی مداوم دستها و دهان شویه با نرمال سالین یا آب نمک و استفاده از داروهای مسکن نظیر استامینوفن و یا آنتیهیستامین موثر است و به صرف وجود سرماخوردگی به هیچ وجه آنتیبیوتیک تجویز نمیشود.استفاده از واکسن ضدبیماری آنفولانزا در کاهش میزان مرگ و میر ناشی از سکته های قلبی موثر است پژوهشگران در آرژانتین بتازگی با بررسی شماری از مبتلایان به سکته های قلبی و همچنین برخی از افرادی که برای درمان انسداد رگهای کرونرئ قلب تحت عمل جراحی ئ تعویض این عروق قرار گرفته بودند دریافتند تزریق واکسن آنفولانزا در فصل زمستان مرگ و میر این بیماران را به میزان ۷۲ درصد کاهش می دهد بر پایه نتایج این بررسی که در شماره آوریل مجله سیرکیولیشن منتشر شده است .تنها یک نوبت تزریق واکسن آنفولانزا خطر مرگ و میر این بیماران را به میزان چشمگیری کاهش می دهد به نظر دکتر برانکوموتنر سرپرست این گروه پژوهشی :تزریق واکسن آنفولانزا با افزایش گونه ای از سلول های دستگاه ایمنی موسوم به لیمفوسایتهای بی -احتمال پاره شدن و میزان بروز التهاب در دیواره رگها و در نتیجه احتمال بروز سکته های قلبی و مغزی را کاهش می دهد از این رو پژوهشگران استفاده از واکسن آنفولانزا را در فصل زمستان برای مبتلایان به سکته های قلبی و بیمارانی که تحت جراحی تعویض رگهای قلب قرار گرفته اند سودمند می دانند.

۱۳۸۸ شهریور ۲۳, دوشنبه

اعتراف!

داستانی گوید که در زمان خسرو پرویز شخصی بود که او را به جرم اعتراض علیه دولت کودتا دستگیر کرده بودند و پس از روزها سپری شدن در زندان می خواستند او را به دادگاه انقلاب آن زمان ببرند تا اعترافات خود را بیان کند. پیش از آن نامه ای را به زنش داد. شرح داستان به قرار زیر است...

شنیدم در زمان خسرو پرویز
گرفتند آدمی را توی تبریز

به جرم نقض قانون اساسی
و بعض گفتمان های سیاسی

ولی آن مرد دور اندیش، از پیش
قراری را نهاده با زن خویش

که از زندان اگر آمد زمانی
به نام من پیامی یا نشانی

اگر خودکار آبی بود متنش
بدان باشد درست و بی غل و غش

اگر با رنگ قرمز بود خودکار
بدان باشد تمام از روی اجبار

تمامش از فشار بازجویی ست
سراپایش دروغ و یاوه گویی ست

گذشت و روزی آمد نامه از مرد
گرفت آن نامه را بانوی پر درد

گشود و دید با هال و مآبی
نوشته شوهرش با خط آبی:

عزیزم، عشق من ، حالت چطور است؟
بگو بی بنده احوالت چطور است؟

اگر از ما بپرسی، خوب بشنو
ملالی نیست غیر از دوری تو

من این جا راحتم، کیفور کیفور
بساط عیش و عشرت جور وا جور


در این جا سینما و باشگاه است
غذا، آجیل، میوه رو به راه است

کتک با چوب یا شلاق و باطوم
تماما شایعاتی هست موهوم

هر آن کس گوید این جا چوب دار است
بدان این هم دروغی شاخدار است

در این جا استرس جایی ندارد
درفش و داغ معنایی ندارد

کجا تفتیش های اعتقادی ست؟
کجا سلول های انفرادی ست؟

همه این جا رفیق و دوست هستیم
چو گردو داخل یک پوست هستیم

در این جا بازجو اصلن نداریم
شکنجه ، اعتراف، عمرن نداریم

به جای آن اتاق فکر داریم
روش های بدیع و بکر داریم

عزیزم، حال من خوب است این جا
گذشت عمر، مطلوب است این جا

کسی را هیچ کاری با کسی نیست
نشانی از غم و دلواپسی نیست

همه چیزش تمامن بیست این جا
فقط خود کار قرمز نیست این جا

زندگی انسان

زندگی انسان کلا در پنج شیشه خلاصه می شود...

۱۳۸۸ شهریور ۱, یکشنبه

آتش امید

آتش اميد

تنها بازمانده ي يك كشتي شكسته به جزيره ي كوچك خالي از سكنه اي افتاد. او با دلي لرزان دعا كرد كه خدا نجاتش دهد. اگر چه روزها افق را به دنبال ياري رساني از نظر مي گذراند كسي نمي آمد. سر انجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها كلبه اي بسازد تا خود را از عوامل زيان بار محافظت كند و دارا يي هاي اندكش را در آن نگه دارد.اما روزي كه براي جستجوي غذا بيرون رفته بود' به هنگام برگشتن ديد كه كلبه اش در حال سوختن است و دودي از آن به سوي آسمان ميرود. متاَسفانه بدترين اتفاق مممكن افتاده و همه چيز از دست رفته بود.از شدت خشم و اندوه در جا خشكش زد.فرياد زد: "خدايا تو چطور راضي شدي با من چنين كاري بكني؟"صبح روز بعد با بوق كشتي اي كه به ساحل نزديك مي شد از خواب پريد. كشتي اي آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته ' از نجات دهندگانش پرسيد: "شما ها از كجا فهميديد من در اينجا هستم؟"آنها جواب دادند: " ما متوجه علايمي كه با دود مي دادي شديم."وقتي اوضاع خراب مي شود' نا اميد شدن آسان است. ولي ما نبايد دلمان را ببازيم ' چون حتي در ميان درد و رنج ' دست خدا در كار زندگي مان است. پس به ياد داشته باش : دفعه ي ديگر اگر كلبه ات سوخت و خاكستر شد ' ممكن است دود هاي برخاسته از آن علايمي باشد كه عظمت و بزرگي خدا را به كمك مي خواند.

۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

اگر می خواهی دیده شوی!




دانه کوچک بود و کسی او را نمی دید. سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه ی کوچک بود دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمی دانست چگونه. گاهی سوار باد می شد و از جلوی چشم ها می گذشت. گاهی خودش را روی زمینه ی روشن برگ ها می انداخت و گاهی فریاد می زد و می گفت: " من هستم ، من این جا هستم. تماشایم کنید." اما هیچ کس جز پرنده هایی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره هایی که به چشم آذوقه ی زمستان به او نگاه می کردند، کسی به او توجه نمی کرد.دانه خسته بود از این زندگی ، از این همه گم بودن و کوچکی خسته بود . یک روز رو به خدا کرد و گفت: « نه، این رسمش نیست. من به چشم هیچکس نمی آیم. کاشکی کمی بزرگتر، کمی بزرگتر مرا می آفریدی.»خدا گفت: "اما عزیز کوچکم! تو بزرگی، بزرگتر از آن چه فکر می کنی. حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگ شدن ندادی. رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کرده ای. راستی یادت باشد تا وقتی که می خواهی به چشم بیایی، دیده نمی شوی. خودت را از چشم ها پنهان کن تا دیده شوی"دانه ی کوچک معنی حرف های خدا را خوب نفهمید اما رفت زیر خاک و خودش را پنهان کرد. رفت تا به حرف های خدا بیشتر فکر کند.سالهای بعد دانه ی کوچک، سپیداری بلند و باشکوه بود که هیچکس نمی توانست ندیده اش بگیرد؛ سپیداری که به چشم همه می آمد

۱۳۸۸ مرداد ۳۰, جمعه

جملاتی از ملاصدرا




جملاتی از ملاصدرا**************


خداوند بي‌نهايت است و لامكان و بي زمان اما :


به قدر فهم تو كوچك مي‌شود


به قدر نياز تو فرود مي‌آيد،


به قدر آرزوي تو گسترده مي‌شود،


به قدر ايمان تو كارگشا مي‌شود،


به قدر نخ پير زنان دوزنده باريك مي‌شود،


به قدر دل اميدواران گرم مي‌شود...


پــدر مي‌شود يتيمان را و مادر.


برادر مي‌شود محتاجان برادري را.


اميد مي‌شود نااميدان را.


راه مي‌شود گم‌گشتگان را.


نور مي‌شود در تاريكي ماندگان را.


خداوند همه چيز مي‌شود همه كس را.


به شرط اعتقاد؛ شرط پاكي دل؛ به شرط طهارت روح؛


چنين كنيد تا ببينيد كه: خداوند، چگونه بر سفره‌ي شما، با كاسه ‌يي خوراك و تكه‌اي نان مي‌نشيند بر بند تاب، با كودكانتان تاب مي‌خورد، و در دكان شما كفه‌هاي ترازويتان را ميزان مي‌كند و "در كوچه‌هاي خلوت شب با شما آواز مي‌خواند"... مگر از زندگي چه مي‌خواهيد ؟

جومونگ در تهران!!!

اینم تصاویری از آمدن جومونگ به ایران در اخبار 20:30!!!






























اینم یه عکس از مانور تبلیغاتی جومونگ در برابر تریبون ایران:

























اینم عکس جومونگ با کودک دوساله ایرانی (با شمشیر جومونگ ) :


جومونگ :چقدر طرفدار دارم!


جام جم آنلاين: سونگ ايل گوك بازيگر نقش جومونگ كه به دعوت يكي از شركتهاي توليدكننده لوازم خانگي به ايران سفر كرده بعدازظهر امروز در نشست مطبوعاتي كه در سالن همايش‌هاي صداوسيما برگزار شد به سؤالات خبرنگاران پاسخ داد.


سونگ ایل گوک که صبح سه شنبه وارد تهران شده بود در این نشست خبری افزود: من از مردم ایران بسیار سپاسگزارم که از اولین لحظه ورودم در فرودگاه تا هتل و محل کنفرانس از من استقبال کردند من نمی دانستم که در ایران این‌همه طرفدار دارم.


وی با اشاره به اینکه چند روز پیش با بازیکنان تیم والیبال سایپا به صورت تصادفی آشنا شدم گفت: با اینکه این سریال در کره نیز طرفداران زیادی داشت برای نخستین بار از بازیکنان این تیم شنیدم که این سریال چقدر در ایران محبوبیت دارد.


سونگ ایل گوک درباره فیلم های ایرانی گفت: من یک فیلم ایرانی دیدم که تاثیر شگرفی بر من گذاشت ” من بچه های آسمان” را دیدم و فهمیدم که دوکشور کره و ایران مشترکات فرهنگی زیادی دارند.


وی درباره بازی در فیلم های ایرانی گفت: اگر فیلمسازان ایرانی به من پیشنهاد بدهند و از داستان فیلمنامه خوشم بیاید خیلی دوست دارم با آنها همکاری کنم.


بازیگر نقش جومونگ گفت: ایران تمدن عظیمی دارد و کشور زیبایی است اطلاعات من تا قبل از ورود به کشور شما ، محدود به مطالعه چند کتاب تاریخی بود که امیدورام در این سفر اطلاعات بیشتری بدست آورم ، آرزو دارم مردم ایران در آینده هم هواردار من باشند.


سونگ ایل گوک که در سریال افسانه جومونگ رزمی کار قهاری است، گفت : من رزمی کار نیستم اما تمام صحنه های اسب سواری سریال را خودم انجام دادم عاشق ورزشم و اگر وقت داشته باشم ۵ تا ۶ ساعت در روز ورزش می کنم.


او که به تئاتر بیشتر از تلویزیون و سینما علاقه مند است درباره موفقیت افسانه جومونگ گفت: مهمترین دلیل این موفقیت ،فیلمنامه منسجم و داستان جذاب این سریال است چرا که جومونگ درباره تاریخ باستان کره ساخته شده است و مردم از دیدن یک قهرمان که برای یکپارچه کردن کشورش مبارزه می کند خوششان می آید.


سونگ ایل گوک درباره معنی نام خود نیز گفت: ایل گوک به معنای کشور متحد است و من چون در اول اکتبر ۱۹۷۱ به دنیا آمدم و این روز در کره یک روز نظامی است پدر و مادرم این نام را برای من انتخاب کردند.


سونگ ایل گوک درباره صحنه های به یاد ماندنی افسانه جومونگ نیز گفت : این سریال سه سال پیش ساخته شده و صحنه های مختلفی داشت که مرا تحت تاثیر قرارداد از آن جمله صحنه ای که من در باتلاق گیر کردم و تا ۷یا۸ روز به علت گل و لایی که در گوش و حلقم گیر کرده بود نتوانستم غذا بخورم.


ایل گوک که در ابتدای کنفرانس مطبوعاتی خود با خبرنگاران رسانه های مختلف از درگذشت رئیس جمهور سابق کره جنوبی با خبر شده بود گفت: اگر غمگین به نظرمی رسم عذر خواهی می کنم چرا که کیم دائه‌جونگ مرد بسیار خوبی بوده است.
بازیگر نقش جومونگ درپاسخ به این سوال که آیا ازدواج کرده است ؟ گفت: من به تازگی ازدواج کرده ام اما نه با بانو سوسانو.


سونگ ایل گوک بازیگر نقش جومونگ دراول اکتبر ۱۹۷۱ به دنیا آمد.


او فارغ التحصیل رشته فیلم و تئاتر از دانشگاه چیونگ جو است.


مادرش کیم ائول دونگ از بازیگران سرشناس کره است.


پدرپدربزرگش کیم دو – هان ژنرال معروف جنبش استقلال کره در ابتدای قرن بیستم بوده که در راه استقلال کره جان باخته است.

سونگ ایل گوک کار بازیگری حرفه ای ر ا از ۱۹۹۹ با یک سریال تلویزیونی آغاز کرد.

۱۳۸۸ مرداد ۲۸, چهارشنبه

مسئله ای از انیشتین



مسئله ای را انیشتن در قرن 19 مطرح كرد كه گفته 98% مردم دنیا قادر به حل آن نیستند شما ببینید جزء چند درصد مردم دنیا هستید؟؟؟!!!

توضیحات مسئله:الف) در یك خیابان 5خانه با 5 رنگ متفاوت موجود است .ب) صاحب هرخانه دارای ملیت متفاوت با بقیه است .ج) هركدام از 5صاحبخانه نوشیدنی و وسیله ی نقلیه ی متفاوت دوست دارد.د)هركدام هم حیوان متفاوتی را در منزل نگهداری می كنند.سوال : چه كسی در خانه ماهی نگهداری می كند؟?


توضیحات سوال:

1- انگلیسیه خانه اش قرمزه

2- سوئدیه در خانه سگ نگه می دارد.

3- دانماركیه چای دوست دارد.4- خانه ی سبز،سمت چپ سفیده .

5- صاحب خانه ی سبز قهوه دوست دارد.

6- كسی كه دوچرخه دارد پرنده دارد.

7- صاحب خانه زرد،گاری دارد

.8- صاحب خانه ی وسطی، شیر می نوشد.

9- نروژیه در اولین خانه زندگی می كند.

10- مردی كه ماشین دارد، همسایه كسی است كه گربه نگهداری می كند.

11- مردی كه اسب نگهداری می كند همسایه ی كسی است كه گاری دارد.

12- مردی كه موتورسواری می كند نوشابه دوست دارد.

13- آلمانیه سه چرخه دارد.14

- نروژیه همسایه كسی است كه خانه ی آبی دارد.

15- مردی كه ماشین دارد همسایه ای دارد كه آب دوست دارد.?

حلش كنید : تا به قدرت استدلال و استنتاج خود پی ببرید!!!!

در مکتب دیکتاتورها



میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟

یکی از مشاوران میگوید: «کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند». اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی، ارسطو) پاسخ میدهد: «نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمیفهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار. بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...».

حکایت عاشق شدن رضا شاه در بهشت


یك آقاى اهل دلى ، به رحمت خدا رفته بود و راهى آن دنیا شده بود . در آن دنیا ، در پیشگاه عدل الهى =2 0 ، اعمال خوب و بدش را در ترازوى نقد گذاشتند و او را به سبب اهل دل بودنش شایسته ى آن دانستند كه به بهشت برود و فرشته اى از فرشتگان بارگاه كبریایى ، دستش را گرفت تا او را به بهشت ببرد .
این آقاى اهل دل ، وقتیكه مى خواست وارد بهشت بشود ، متوجه شد كه یك آقاى پیر مرد سپید مویى ، د م دروازه ى بهشت نشسته است و شباهت غریبى به رضا شاه دارد .
با خودش گفت : این آقا چقدر شبیه رضا شاه است !
فرشته گفت : خود رضا شاه اس
پرسید : مى توانم چند كلمه اى با او حرف بزنم
فرشته گفت : چرا كه نه ؟
آقاى اهل دل ، خودش را به رضا شاه رساند و سلامى كرد و گفت : -ببخشید كه مزاحم تان میشوم قربان ! شما توى بهشت چیكار میكنید ؟
رضا شاه گفت : والله ! ما تا همین چند سال پیش توى جهنم بودیم ، اما از بس ملت ایران گفته اند ' خدا پدر شاه را بیامرزد ' به امر الهى ما را به بهشت آورده اند .
آقاى اهل دل پرسید : خب ، چرا دم در نشسته اید ؟
رضا شاه گفت: والله ! از خدا كه پنهان نیست ، از شما چه پنهان ، بیست سال پیش وقتیكه ما وارد بهشت شدیم ، یك دل نه صد دل عاشق یكى از فرشتگان بهشتى شدیم ، اما قانون بهشت این است كه بدون ازدواج نمى توان به وصال هیچ فرشته اى رسید . حالا بیست سال است كه من اینجا ، دم در ، نشسته ام ، و هیچ آخوندى وارد بهشت نمى شود كه صیغه ى عقد مان را جارى كند

‍پیشرفت در زمینه هواپیمایی بر خلاف آنچه دشمنان میگویند

احمدي نژاد اعلام كرد در زمينه تلفات سوانح هوايي از هفته پيش تا حالا 90 درصد رشد داشتيم ومدارك آن هم مكتوب موجود است طوريكه از تلفات 168 نفر در هفته گذشته به 16 نفر در اين هفته رسيديم.در ضمن در سانحه قبلي هواپيما در آسمان دچار نقص فني شد و سقوط كرد ولي به همت همه افراد زحمكتش دولت دهم اينبار هواپيما روي باند دچار سانحه شد كه اين خود نشان از پيشرفت غير قابل انكار صنعت هواپيمايي كشور دارد.قول ميدهيم در سانحه بعدي هواپيما سر جاي خودش قبل از حركت منفجر شود.يعني ميگيد اين هم دروغه

پيام خوش آمد گويي در پروازهاي ايران

پيام خوش آمد گويي در پروازهاي ايران
با درود به روان پاك بنيانگذار انقلاب اسلامي و مقام معظم رهبري و رئيس جمهور شب تاب، ورود شما را به هواپيمای توپولوف جمهوري اسلامي ايران خوشامد ميگويم و برايتان سفر خوشي را آرزو ميكنم. اگر در هواي داخل كابين اختلالي پيش آمد، سربند مخصوصي از بالاي سرتان به پايين مي افتد كه رويش نوشته: فداي رهبر. فورا آنرا برداشته و بسيجي وار آنرا دور سر خود ببنديد و يا حسين گويان از دربهاي اضطراري يعني دو درب در جلو ، دو درب درعقب و يك درب در وسط هواپيما به بيرون پرت شويد. توجه داشته باشيد كه در همه حال حجاب اسلامي را رعايت كنيد حتي در موقع پرت شدن از هواپيما. براي مواقع اضطراري يك بسته كفن در زير صندلي شما قرارداده شده كه آنرا بيرون آورده و بعد از گفتن شهادتين و دعا براي سلامتي رهبر بپوشيد. از كليه مسافرين محترم و عاشقان شهادت خواهشمندم در طول پرواز تا لحظه مرگ از وسايل الكترونيكي مانند تلفن همراه و لب تاپ و چرتكه و ماشين حساب اكيدا خودداري كنيد. برايتان سفر آخرت دلپذيري را در هواپیمای رروسی آرزو ميكنم. ناراحت نباشيد اين شتري است كه درب خانه همه ميخوابد. يكي زودتر يكي ديرتر. خوشا به سعادت شما كه سوار هواپيماي روسی ما شديد تا شهيد شويد. اگر دستمال كاغذي براي پاك كردن اشكهايتان لازم داشتيد ما نداريم بايد همراه خودتان مي آورديد. در طول پرواز، همكارانم از شما پذيرايي خواهند كرد ولي قبل از آن مراسم سينه زني و نوحه خواني داريم. تسبيح براي ذكر استغفار در رنگهاي مختلف موجود است كه تقديم خواهد شد. سفر خوشی را در آسمان داشته باشید دیدار ما به قیامت. خلبان و کارکنان پرواز

۱۳۸۸ مرداد ۲۷, سه‌شنبه

مختصری از تاریخچه رپ فارس (فارسی)


حالا که مختصری از تاریخچه رپ گفته شد بد نیست کمی در مورد پیدایش پرشین رپ یا رپ فارسی صحبت کنیم. یکی دو پست قادر به توضیح رپ فارسی نیست. احتمالا کتابی قطور برای تاریخچه و زمینه پیدایش این نوع موسقی در ایران لازم است. به علاوه هر کسی بنا به نظر خود خواننده خاصی را آغازگر سبک رپ می داند. احتمال داده می‌شود که آهنگ «یک یاری دارم» از بدیع زاده اولین آهنگ رپ ایرانی باشد (با توجه به تنالیته و ساختار کلامی). شاید بشود گفت اولین آهنگ رپ فارسی در سبک پاپ، توسط حسن شماعی زاده در اوایل دهه ۶۰ همراه فرزندش با مطلع شعر می‌دونم که دروغ میگی وقتی میگی که دوسم می‌داری سپس در اوایل دهه ۷۰ توسط گروه سندی با آهنگ مشهور پری بود. البته سبک گروه سندی رپ نبود و برخی ها معتقدند که اصلا گروه سندی قصد خواندن رپ را نداشت اما به هر حال او نوعی اعتراض را وارد موسیقی کرد.
در اوايل دهه هفتاد گروه فريد کيو اولين استارت رپ فارسي را زد و با سوژه هاي خنده دار و کمي اجتماعي، تا حدودي جاي رپ فارسي را در موسيقي ايراني جاي داد. موسيقي رپ فريد کيو آميختگي شديدي به موسيقي غربي اين گروه داشت و دارد، ولي ناشناختگي اين گروه از رپ آميزش شديد به موسيقي غربي، باعث جدي گرفتن جوانان به موسيقي رپ شد در حدي که موسيقي فريد کيو را "رپ" خطاب مي کردند تا پاپ.
سپس در اواخر دهه ۱۳۷۰ خورشیدی در یک برنامهٔ تلویزیونی به نام «اکسیژن» در ایران پخش شد. این قطعه توسط شهاب حسینی مجری برنامه خوانده شد و تاحدودی مورد توجه قرار گرفت. تقریباً دو سال بعد از این رخداد، اولین آلبوم رپ فارسی در ایران توسط شاهکار بینش پژوه با نام اسکناس منتشر شد. این آلبوم که در سبک رپ طنز بود و اولین آلبوم رپ فارسی بود که در ایران با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد منتشر شد، چندان مورد استقبال وارد نشد.
در اوخر دهه هفتاد، افراد و گروهکهاي بسياري به ساختن موسيقي رپ واقعي که شباهت بسياري به موسيقي رپ سياهان آمريکايي داشت پرداختند. در ايران سروش لشکري با نام مستعار هيچکس و شايان و در آمريکا بهنام ميرخواه با نام مستعار ديو سپيد از بنيانگذاران رپ فارسي هستند. اين شروعي مصمم بود در حرکت رپ فارسي. کارهاي اول هيچکس و شايان، در آهنگهاي از قبل ساخته شده رپ هاي آمريکايي که بيشتر آنها ملودي ها و حتي صداي توپاک بود اجرا شد. وليکن ديو سپيد فقط به کار کردن روي ملودي هاي مخصوص به خود و ضبط صدا در استوديو اکتفا مي کرد. اشعار قوي او رپ فارسي را به مرحله جدي تري برد و البته ديو سپيد اولين و تنها کسي بود که به ساختن آهنگهاي سياسي و ضد جمهوري اسلامي پرداخت
در آمريکا گروهي تشکيل شد با نام فارض که ميلاد، کامي و حافظ هنرمندان اين گروه هستند. آشعار اين گروه هميشه ضعيف بوده و هست ولي آنها اولين گروهي بودند که براي آهنگ خود اقدام به تهيه ويدئو کردند. اين گروه از نظر کار توليد در کيفيت بالايي به سر مي برد و اين تنها به لطف خانواده هاي پولدار آنها بر ميگردد و البته ناگفته نماند که همين کيفيت بالا باعث جلب نظر آقاي اميرقاسمي شد که در کمال وجود اين همه هنرمند با استعداد، طپش را با اين گروه به پاي قرارداد بنشاند
در تهران گروهي تشکيل شد به نام ته تريگاز که رپ کاملا اجتماعي مي خواندند وبنيان گذاران اين گروه طيب و سايه مرگ بودند که البته اين گروه اولين گروهي بود که از وجود دختر استفاده کرد. نام اين دختران پاني و شراره با نام مستعار شرخون بودند. در همين زمان، گروهي تشکيل شد به نام 051 که بنيانگذار آن حسين ابليس، حسين تهي و حامد کنبين بودند که رپ 051 در کنار کارهاي اجتماعي، کارهاي خشن را در برنامه هاي کار گروه قرار داده بود. آشنايي ابليس با سيامک جنجالي از کانادا و اضافه کردن سيامک به گروه 051 خشونت رپ فارسي را به مرحله جديدي منتقل کرد. در همين موقع که رپ فارسي ساقه هاي اوليه را آبياري مي کرد، انقلاب بزرگي در رپ فارسي رقم خورد. گروه ضدبازي با کارهاي انکار ناپذيرش بزرگترين و محکم ترين ستون رپ فارسي شد که کمتر از 2 ماه تمام ايرانيان دنيا از وجود اين گروه مطلع شدند. سامان ويلسون، مهراد موستوفي با نام مستعار هيدن، و سهراب موصتفوي با نام مستعار ام جي اعضاي اين گروه هستند. کار گروه ضدبازي کل کل و پارتي ومشکلات غير قانوني از ايران است که با اشعار منحصر به فرد خود شروع به يکه تازي کردند.
در مورد رپ در تلویزیون ایران می توان به مورد سال ۱۳۸۵ خورشیدی که رضا عطاران در عنوان‌بندی چند مجموعهٔ تلویزیونی از جمله متهم گریخت موسیقی رپ اجرا کرد اشاره نمود. هم‌چنین در تعطیلات نوروزی سال ۱۳۸۶ مجموعهٔ تلویزیونی دیگری به کارگردانی رضا عطاران به نام ترش و شیرین از شبکهٔ سوم سیما پخش شد که در عنوان‌بندی آغازین آن، رضا عطاران یک شعر از نیلوفر لاری پور را به صورت رپ می‌خواند و محسن نامجو نیز با آواز وی را همراهی می‌کرد. رضا عطاران و امیر حسین مدرس در عنوان‌بندی یک مجموعهٔ تلویزیونی دیگر به نام خانه به دوش نیز قطعه‌ای به سبک «رپ-پاپ» فارسی خواندند، که مورد توجه قرار گرفت.
در پاییز سال ۱۳۸۵ پس از انتشار فیلم خصوصی زهرا امیر ابراهیمی، یک خواننده رپ به نام یاسر(با نام هنری یاس)، با خواندن قطعه‌ای به نام (سی دی را بشکن) و تشویق شنونده به قطع زنجیرهٔ پخش فیلم خصوصی آن بازیگر تلویزیون، ابعاد اجتماعی موسیقی رپ را بیش از پیش به نمایش گذاشت. در زمستان سال ۱۳۸۵، سروش لشکری با اسم هنری هیچکس، در ترانه‌ای به نام «وطن پرست» در دفاع از برنامه انرژی هسته ای که از موضوعات مهم سیاسی وقت بود کرده‌است. همچنین در این آلبوم (جنگ اسفالت)، مهدیار آقاجانی آهنگساز این آلبوم از تلفیق موسقی سنتی ایرانی با سبک رپ بهره برده‌است و صدای سازهایی مانند ،عود، تمبک، نی، دف، قانون و آوازهای ایرانی در آن شنیده می‌شود.
گسترش رپ فارسی به طور زیرزمینی و از طریق اینترنت، به ویژه با توجه به این که قسمت عمده‌ای از آثار زیرزمینی سرشار از فحش و ناسزا بود، باعث شد که دفتر موسیقی وزارت ارشاد در مورد اعطای مجوز به آثار این سبک سخت‌گیرانه عمل کند. مدتی پس از این که قطعه‌ای در سبک «رپ-پاپ» فارسی در عنوان‌بندی مجموعهٔ تلویزیونی «خانه به دوش» از یکی از شبکه‌های تلویزیونی ایران پخش شد، دفتر موسیقی وزارت ارشاد در نامه‌ای به سازمان صدا و سیما از پخش ترانه‌ای با این سبک از رسانه‌ای مانند تلویزیون گلایه کرد.
با این حال، در اواخر سال ۱۳۸۵ خورشیدی آلبومی ۸ قطعه‌ای از مجید غفوری با نام «نگو دیره» منتشر شد که در یکی از قطعه‌های آن بخش‌هایی به سبک رپ توسط یاس خوانده شده بود. شایعاتی در مورد مجوز نداشتن این آلبوم یا مجاز شدن موسیقی رپ شکل گرفت که در نهایت با تایید رسمی مجاز بودن این آلبوم توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، بر طرف شد.
هم‌زمان با طرح مبارزه با بدحجابی در ایران، پخش ترانه‌ای از ماهور به نام اتهام که دارای تم انتقادی شدید از برخورد با زنان تحت عنوان طرح مبارزه با بدحجابی بود، باعث شد تا بحث مبارزه با موسیقی رپ شکلی جدی بگیرد. و چندین سایت مربوط به این سبک موسیقی فیلتر و شماری از اعضای گروه‌های موسیقی ایرانی موسوم به «زیرزمینی» بازداشت و استودیوهایی که در آن آهنگ‌های خود را ضبط می‌کردند توسط نیروی انتظامی پلمپ شد. همچنین رپری به نام پیمبر با انتقاد از اسلام و سایر مطالب به این جنجال رونقی داد. در همین اثنی رپرهایی مانند شاهین نجفی، بهرام، یاس آهنگهایی را با موضوعات سیاسی پخش کردند که مضمون آنها انتقاد از سیاست‌های اجرایی، فضای حاکم بر کشور و مشکلات ناشی از سیاست‌های غلط دولت است.
متاسفانه با توجه به اشاره‌های زیادی که ابعاد منفی اجتماع ایران در رپ فارسی می‌شود، این نوع موسیقی با محجوریت از طرف دولت جمهوری اسلامی مواجه شده‌است به گونه‌ای که در برنامه‌های مختلف در رسانه‌های مختلف این سبک به این سبک موسیقی اعتراض‌های غیرکارشناسانه می‌شود. به گونه‌ای که در برنامه‌ای تحت عنوان شوک این نوع از موسیقی را به عنوان موسیقی شیطان پرستان ارائه کردند.
پلیس، صداوسیما و دولت احمدی نژاد در تلاش برای مبارزه با آنچه که «جریان‌های موسیقی ناسالم» می‌نامند، برخورد با موسیقی رپ را در دستور کار خود قرار داد و اقدام به دستگیری عده کثیری از رپ خوان‌ها در شهرهای مختلف ایران کردند.تلوزیون دولتی ایران نیز با پخش برنامه‌ای به نام «شوک» اتهامات مختلف را نثار هنرمندان رپ و هوادارانشان کرد.
این مطالب مختصری در مورد رپ فارسی بود که من از سایت های مختلف جمع آوری کردم. اگر نکاتی را اشتباه بیان کردم لطفا تذکر دهید.

۱۳۸۸ مرداد ۲۶, دوشنبه

نگاهی گذرا به تاریخچه رپ


رپ Rap سبکی از موسیقی با کلام امروزی است که در آن خواننده عبارات و کلمات - موزون - را بصورت ریتمیک به همراه موسیقی ساده ای بیان می کند. یک خواننده رپ ممکن است آنچنان مهارتی در خواندن ریتمیک داشته باشد که حتی بدون نیاز به موسیقی زمینه بتوان احساس اجرای موسیقی را به شنونده منتقل کند. اگرچه بیان تاریخ دقیق پیدایش موسقی رپ دشوار است اما حداقل موسقی رپ(RAP) به شیوه امروزی از سال 1979میلادی و از میان موسیقی سیاه پوستان فقیر پا به عرصه وجود گذاشت. رپ در واقع یک نوع موسیقی اعتراض‌آمیز خیابانی است. این موسیقی از پیش‌ پا افتاده‌ترین، سهل‌ترین و خیابانی‌ترین کلمات استفاده می‌کند، بدون این که از حیث ادبی بتوان این نوع استفاده را نقد کرد. در نوشتن متن ترانه‌های رپ، هیچ الزامی برای رعایت قوانین ادبی وجود ندارد. RAP فرهنگ كوچه و خيابان است كه با استفاده از ابزار و آلات بسيار محدود و ابتدائي، توجه افراد را بخود جلب ميكند. نقاشيهاي بسيار هنرمندانه و مبتكرانه بر ديوارهاي شهر، شعارنويسي با خط مخصوص، رقص هاي پر تحرك در گوشه خيابان و ترانه خواني با سبك خاص، همگي اجزايي از فرهنگ RAP هستند. كلام موسيقي RAP با بحر طويل قابل مقايسه است. كلمات تقريباً بصورت صحبت عادي ادا ميشوند، و ضربي قوي آنرا همراهي ميكند. انقطاع ها و برگشتها در نحوه نواختن ضرب و صداي خراش گونه اي كه با تبديل صفحه گرامافون به يك آلت موسيقي ايجاد شده، تحرك و شوري بي سابقه بر شنونده بر مي انگيزد.موسیقی رپ به موضوعاتی از جمله: اختلاف طبقاتی، ریاکاری، دعواهای خیابانی، فرهنگ غالب جهانی و همچنین بحران‌های سیاسی می‌پردازد. کلام آن اگرچه قافیه‌هایی ضعیف دارد و در نگاه بسیاری شعر ناب به حساب نمی‌آید، اما با همین سادگی و بی پیرایگی خود می‌کوشد معنایی دیگر از زندگی اجتماعی را به ما یادآوری کند، که بعدی از زندگی مردم کوچه و خیابان است. به نحوی می‌توان گفت چارچوب تعیین شدهٔ موسیقی را که دارای قوانین سخت و مشخص است را خرد می‌کند تا موسیقی در دسترس عامی ترین افراد جامعه قرار گیرد.
اگر به تاریخچه رپ بازگردیم به غرب آفريقا و سرود هاي ستايش ساوانا مي رسيم. در نيجريه و گامبيا نيز تكخوانهائي وجود دارند كه طنزهاي اجتماعي را بشكل ترانه و نقالي اجراء ميكنند و اين بسيار به RAP شبيه است.
در آمریکا اولین بار رپ توسط بردهان آمریکایی یا همان کاکاسیاها در حدود 200 سال پیش خوانده شد که به زبان سرخ پوستان جنگل های نواحی وبه صورت اعتراض بود.
بعد ها این شعارها واین اعتراض ها به صورت یک موسیقی یا یک زبان اعتراض دوباره توسط یک سیاه دیگر در آمریکای شمالی از نو ساخته شد.. ولی این بار در حدود 100 سال پیش این اتفاق افتاد.ولی این بار این موسیقی نسبت به دفعه ی پیش بسیار فرق کرده بود و روی یک موسیقی بسیار ساده وبه صورت پاپ که مقداری گفتارش عوض شده بود در آمد.این موسیقی بسیار بین مردم جای گرفت بعد ها راک نام گرفت (البته این راک با راک امروزی بسیار متفاوت است) و اولین گروهی که راک را باهم به وجود آوردند و ان را به صورت یک کنسرت بزرگ در آوردند گروه (The doors)بودند که چند سال بعد توسط دولت آمریکای شمالی اعدام شدند.شایان ذکر است که فقط یک نفر از اعضای این گروه سرخ پوست بود و سه نفر دیگر همگی سفید پوست بودند و اسم اصلی ترین عضو گروه جیمی موریسون نام داشت.بعد ها یا در حدود 50 سال پیش فردی به اسم توپک (topak) یا اسم مستهار(2pac) رپ را به معنای واقعی کلمه رساند و و برای اولین بار وبا پشتوانه مردمی بیان شیوای رپ که به صورت تکه تکه بیان میشود رپ را به صورت بک زبان بین المللی در آورد و با یک موسیقی بسیار سخت ولی در عین حال آرام سبک (hip hap) را پایه گزاری کرد و به عنوان پدر رپ جهان معرفی شد از این به بعد رپ معنای متفاوتی گرفت و موضوعات آن هم تغییر پیدا کرد و سبک آن عمدتاً به سمت خود پرستی و انتقاد مستقیم و غیر مستقیم کشیده شد.
در شهرهاي بزرگ آمريكا تضادهاي طبقاتي ميان سياه با بورژوازي امپرياليستي و پايه هاي اجتماعيش حدت و شدتي فوق العاده يافته بود. بين محلات فقير نشين سياه با ساير نقاط شهر نيويورك، چيزي شبيه به خط مرزي وجود داشت . خط مرزي شاهد درگيري ميان دسته هاي متشكل سفيدهاي نژاد پرست و پليس از يكطرف با گروه هاي بزرگ و متشكل جوانان سياه بود. تشكيل اين گروه ها، پاسخي ضروري به تعرضات و سركوبگريهاي مداوم حكومت عليه ساكنان بيغوله هاي نيويورك بحساب ميآمد. گروه هاي RAP از دل همين تشكلات شورشي سياه شكل گرفت. افشاگري ازRAP هاي ارتجاعي و تجارتي يكي از وظايف خوانندگان مترقي و انقلابي RAP، و در قالب ترانه هاي RAP است. اين كار را RAP خوانهاي انقلابي نظير " دي" بارها انجام داده اند. مثلا در سال 1979، ترانه اي تجارتي خوانده شد كه در آن از خوش بودن و جشن گرفتن و كاري بدرد بقيه مردم نداشتن، صحبت شده بود؛ " دي" ترانه اي تحت عنوان "چگونه ملت سياه را بپا خيزانيم؟" خواند و در آن، خطاب به سرايندگان آن ترانه تجارتي چنين گفت:
جشن تو ميتواند بزودي زود خاتمه يابد،وقتي كه آنها، يكروز بعد از ظهر، بقول خودشان
سیاهپوستان بنیان گذار رپ در آن زمان بدلیل نداشتن استطاعت مالی کافی و عدم وجود امکانات لازم، قادر به ضبط آهنگ‌های خود در استدیو نبودند و به ناچار هنر خود را در خیابان عرضه می‌داشتند و به جای استفاده از ساز، دست می‌زدند! (صدای دست زدنی که امروزه در در آهنگ‌های رپ وهیپ هاپ می‌توان براحتی آن را شنید به نوعی احترام به رپر‌های اولیـه و بنیانگذاران رپ است) اما بالاخره روزی رسید که رپر‌ها توانستند آهنگ‌های خود را ضبط کنند.
با اینکه بسیاری معتقدند اولین آهنگ‌های رپ را Grandmaster Flash یا The Sugarhill Gang ریکورد کرده‌اند اما این عقیده در مورد موسیقی Hip Hop صحت دارد نه در مورد رپ. به هر تقدیر نخستین آهنگ رپی که رسماً در تاریخ موسیقی ریکورد شد «Here Come the Judge» نام داشت که در سال ۱۹۶۸ توسط کُمدین معروف Pigmeat Markham ضبط شده بود.
هر چند رپ و هیپ هاپ در آمریکای امروز هنوز هم لهن تلخ و تمسخر آمیز اعتراضی خود را حفظ کرده اما دیگر درباره مباحثی که در آغاز تولد خود به آنها می‌پرداخت سخنی به میان نمی‌آورد یا حد اقل ٫ به ندرت درباره آن‌ها سخن می‌گوید ؛ گویا آرزوی دکتر لوتر کینگ در مورد برابری حقوق سیاهان و سفید پوست‌ها ؛ لا اقل در مورد رپر‌ها در حد زیادی به تحقق رسیده، چون محور اصلی موسیقی رپ و هیپ هاپ در آمریکای حال حاضر را گنگستا رپ (Gangsta Rap) و تا حدود زیادی هاردکور رپ (Hardcore Rap) تشکیل می‌دهد به عبارت ساده تر امروزه مباحث اصلی این موسیقی را مواد مخدر، قانون شکنی و در مجموع هر مبحث دیگری که باعث می‌شود والدین فرزندان خود را از گوش دادن به این موسیقی منع کنند ؛ شاید امروزه بتوان رپ را فقط متعلق به بزرگ تر‌ها نامید اما در این میان گروه‌هایی مثل Native Deen و رپر‌هایی که سبک Christian Rap را دنبال می‌کنند تلاشی هر چند بی فایده برای جلوگیری از این امر می‌کنند اما با وضعی که امروز بر دنیای رپ و هیپ هاپ حاکم است شاید تنها می‌توان آن‌ها را رپرهایی متعلق به دنیای کوچک تر‌ها دانست.

۱۳۸۸ مرداد ۵, دوشنبه

خشکی زاینده رود



اشتباه نکنید تصویر بالا زمین یک بیابان یا کویر نیست بلکه بستر یکی از رودخانه های بزرگ ایران، رودخانه ای که سال ها و قرن ها باعث سرسبزی یکی از شهرهای زیبای ایران بوده است می باشد.
هفته گذشته طی سفری که به شهر اصفهان داشتم مانند سابق انتظار شهری سرسبز با هوای مطبوع خودش را داشتم اما دیدن صحنه دلخراش خشک شدن این رودخانه که شاید بتوان گفت قلب اصفهان است من را آزرد. البته خشکی رودخانه در فصول گرم خصوصا در سال های خشک سالی تا حدی طبیعی است اما آیا چنین صحنه دلخراشی در حکم گوشزدی به مردم و مسئولین برای حفظ بیش تر این موهبت الهی نیست خصوصا در زمانی که این رودخانه زیبا را برای آبیاری شهر های دیگر ایران منشعب کرده اند؟

کلاغ پرنده ای با دانایی عجیب!



کلاغ ها یکی از انواع رایج پرندگان موجود در زمین هستند اما شاید برخی از خصوصیات کلاغ ها برایتان جالب باشد.کلاغ پرنده‌ای است از راستهٔ گنجشک‌سانان (سبکبالان) و از دستهٔ شاخی‌نوکان و خانواده کلاغیان. منقار کلاغ نسبتاً بلند و قوی است. کلاغ تقریباً همه چیز خوار است. نام دیگرش در پارسی «کراکر» است.خوراکش حشره و جانوران کوچک است. بسیار می‌‌زید و در دین اسلام خوردن گوشتش حرام است. کلاغ از حیوانات باهوش است . برای نمونه اگر تکه نان خشکی به چنگ آورد که نتواند آن را خورد کند بدون تامل انرا به منقار گرفته خود را به نزدیکترین جوی آب می‌رساند و با حوصله فراوان آن را آن‌قدر در آب نگه می‌دارد تا قابل خوردن گردد. همچنین کلاغ ها برای تفریح سایر حیوانات را آزار می‌دهند.کلاغها حیواناتی اجتماعی هستند که به یکدیگر بسیار کمک می کنند خصوصا هنگام خطر و محافظت از اشیانه و جوجه ها.یکی از خصوصیات جالب کلاغ ها این است که کسی تا به حال آن ها را در حال جفت گیری ندیده است!
طبق بررسیهای جدید کلاغ به عنوان اولین نمونه پرنده ای شناخته شده که نسبت به خود آگاهی دارد پیش ازاین نیز دانشمندان کشف کرده بودند که اکثر شامپانزه ها و اورانگوتانها نیز دارای این توانایی هستند.محققان برای مشخص کردن واکنش پرندگان نسبت به حرکات خودشان بر روی 5 دسته از پرندگان رام شده مطالعاتی به عمل آوردند. در این آزمایشها دانشمندان برچسبهای زرد و قرمزی را بر روی بدن پرندگان وصل کردند به نحوی که در آینه قابل دیدن باشد.کلاغ تنها پرنده ای بود که نسبت به این برچسبها واکنش نشان داد و سعی کرد به کمک منقار و چنگالهایش به آنها دسترسی پیدا کند که در چندین مرحله موفق به انجام این کار شد و این بدان معنی بود که این پرنده نسبت به خود شناخت داشته و این برچسبها را عوامل زائدی بر روی سطح بدن خود دیده است. این واکنش زمانیکه برچسب سیاه جایگزین برچسبهای قبلی شد به وجود نیامد و پرنده توجهی به آنها نکرد.بر اساس گزارش بی بی سی، محققان اعلام کردند اگرچه این نتایج ادعایی مبنی بر وجود میزان خود آگاهی در این پرنده به اندازه خود آگاهی انسان ندارد، اما نشان می دهد که کلاغها تنها نوع در میان پرندگان شناخته شده اند که نسبت به خود شناخت دارند و واکنش نشان می دهند.

وقتي كه قابيل هابيل به قتل رساند، او را رها ساخت و وحيران ماند و نمى‏دانست با آن، چه كند. خداوند دو كلاغ را چنين مأموريت داد كه يكى از آنها ديگرى را بكشد و با منقار و پاهايش چاله‏اى براى آن بكند و سپس او را در آن چاله افكنَد. هنگامى كه قابيل ملاحظه كرد، آن كلاغ چگونه كلاغ ديگر را مدفون ساخت، دلش به رحم آمد و دوست نداشت عاطفه‏اى كمتر از آن داشته باشد، از اين رو برادرش را در زير خاك نهان ساخت، حيرت زده و غمگين و پشيمان از كرده خويش با خود گفت: آيا شايسته است كه من عاطفه و مهرى كمتر از اين كلاغ داشته باشم!
پس از آن خداوند کريم زاغی را ( کلاغ)فرستاد( که کلاغی ديگری را کشته بود)تا زمين بکاود وبه او نشان دهد چگونه جسد برادرش را دفن کند.( هنگامی که ديد که آن زاغ چگونه زاغ که کند پنهان کرد)قابيل گفت: وای بر من ! آيا من نميتوانم مثل اين کلاغ باشم وجسد برادرم را دفن کنم؟! پس ( سر انجام از ترس رسوائی و بر اثر فشار وجدان ،از کرده خود پشيمان شد و) از زمرۀافراد پشيمان گرديد.

کلاغ مرده را دفن ميکند!


چرا خداوند کلاغ را برای آموختن خاک سپاری مرده به انسان می فرستد ؟ اکتشافات انجام شده روی پرندگان نشان می دهد که کلاغ دانا ترين پرندگان است و و يژگيهائی دارد که آنرا از ديگر پرندگان جدا می کند ،از مهمترين آنها يکی اينکه حجم مغز آن نسبت به ساير پرندگان بزرگتر است،وديگر اينکه مرده خود را بخاک دفن می کند. وقتی کسی از کلاغها می ميرد،کلاغ ديگر با منقار وچنگالهای خود گور می کند وپس از آن بالهای کلاغ مرده را با گرد می کند وبه کنار بدن آن می آورد ( مثل انسانها) ،وپس از آن مرده را با احترام بلند می کند ودر قبر خود می گذارد وبعد روی آن خاک می ريزد. حتی کلاغی که مرتکب گناه می شود در داد گاه کلاغان گناهگار حساب شده وبه اعدام محکوم می شود و او را بامقار های خود می کشند نيز توسط يکی از کلاغها برای خاکسپاری برده می شود وبهمان ترتيب بخاک سپرده می شود.

کلاغ ها قانون بسيار شاخصي را در تدوين و مرزبندي کانون خانوادگي و حتي اخلاقي خود بنا نهاده اند. اين قانون مندي تا جايي پيش مي رود که حيوان متخلف توسط کلاغ کارکشته و پير به همراه هيات منصفه او مورد بازخواست قرار مي گيرد. اين صحنه ها درست مشابه محاکمه يک انسان مي باشد. همهمه يک عده کلاغ بر روي يک درخت کهنسال کاج که توجه همه را جلب مي کند. پس از حدود يک ساعت داد و فرياد و مشاجره راي دادگاه صادر مي شود... مبني بر کتک زدن کلاغ خطاکار! پس به جاست که از کلاغ ها بجز اطلاعات نادر و عيني چيز ديگري ندانيم و نتوانيم بدانيم.

۱۳۸۸ تیر ۱۸, پنجشنبه

درب سوزان جهنم


شاید از شنیدن نام این پست تعجب کرده باشید اما حقیقت دارد."دروازه جهنم" نزدیک شهر کوچک درواز در ازبکستان قرار دارد این نامی است که مردم محلی به ان دادند.



داستان در جهنم به 35 سال قبل برمی گردد: هنگامیکه زمین شناسان در جستجوی گاز حفاری می کردند، به حفره ای زیر زمینی رسیدند که بسیار بزرگ بود و همه تجهیزیت حفاری و چادرهای کاوشگران را در خود فرو برد. از آنجایی که حفره را گاز پر کرده بود، کسی جرات رفتن به عمق غار را پیدا نکرد و آنان حفره را آتش زدند تا از انتشار گازهای سمی جلوگیری کنند. از آن زمان، این حفره برای 35 سال است که بدون وقفه می سوزد.
این هم تصاویری از این محل عجیب در جهان