نظر یادت نره

حالا که اومدی لطفا نظرت را هم بگو

۱۳۸۸ شهریور ۱, یکشنبه

آتش امید

آتش اميد

تنها بازمانده ي يك كشتي شكسته به جزيره ي كوچك خالي از سكنه اي افتاد. او با دلي لرزان دعا كرد كه خدا نجاتش دهد. اگر چه روزها افق را به دنبال ياري رساني از نظر مي گذراند كسي نمي آمد. سر انجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها كلبه اي بسازد تا خود را از عوامل زيان بار محافظت كند و دارا يي هاي اندكش را در آن نگه دارد.اما روزي كه براي جستجوي غذا بيرون رفته بود' به هنگام برگشتن ديد كه كلبه اش در حال سوختن است و دودي از آن به سوي آسمان ميرود. متاَسفانه بدترين اتفاق مممكن افتاده و همه چيز از دست رفته بود.از شدت خشم و اندوه در جا خشكش زد.فرياد زد: "خدايا تو چطور راضي شدي با من چنين كاري بكني؟"صبح روز بعد با بوق كشتي اي كه به ساحل نزديك مي شد از خواب پريد. كشتي اي آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته ' از نجات دهندگانش پرسيد: "شما ها از كجا فهميديد من در اينجا هستم؟"آنها جواب دادند: " ما متوجه علايمي كه با دود مي دادي شديم."وقتي اوضاع خراب مي شود' نا اميد شدن آسان است. ولي ما نبايد دلمان را ببازيم ' چون حتي در ميان درد و رنج ' دست خدا در كار زندگي مان است. پس به ياد داشته باش : دفعه ي ديگر اگر كلبه ات سوخت و خاكستر شد ' ممكن است دود هاي برخاسته از آن علايمي باشد كه عظمت و بزرگي خدا را به كمك مي خواند.

۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

اگر می خواهی دیده شوی!




دانه کوچک بود و کسی او را نمی دید. سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه ی کوچک بود دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمی دانست چگونه. گاهی سوار باد می شد و از جلوی چشم ها می گذشت. گاهی خودش را روی زمینه ی روشن برگ ها می انداخت و گاهی فریاد می زد و می گفت: " من هستم ، من این جا هستم. تماشایم کنید." اما هیچ کس جز پرنده هایی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره هایی که به چشم آذوقه ی زمستان به او نگاه می کردند، کسی به او توجه نمی کرد.دانه خسته بود از این زندگی ، از این همه گم بودن و کوچکی خسته بود . یک روز رو به خدا کرد و گفت: « نه، این رسمش نیست. من به چشم هیچکس نمی آیم. کاشکی کمی بزرگتر، کمی بزرگتر مرا می آفریدی.»خدا گفت: "اما عزیز کوچکم! تو بزرگی، بزرگتر از آن چه فکر می کنی. حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگ شدن ندادی. رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کرده ای. راستی یادت باشد تا وقتی که می خواهی به چشم بیایی، دیده نمی شوی. خودت را از چشم ها پنهان کن تا دیده شوی"دانه ی کوچک معنی حرف های خدا را خوب نفهمید اما رفت زیر خاک و خودش را پنهان کرد. رفت تا به حرف های خدا بیشتر فکر کند.سالهای بعد دانه ی کوچک، سپیداری بلند و باشکوه بود که هیچکس نمی توانست ندیده اش بگیرد؛ سپیداری که به چشم همه می آمد

۱۳۸۸ مرداد ۳۰, جمعه

جملاتی از ملاصدرا




جملاتی از ملاصدرا**************


خداوند بي‌نهايت است و لامكان و بي زمان اما :


به قدر فهم تو كوچك مي‌شود


به قدر نياز تو فرود مي‌آيد،


به قدر آرزوي تو گسترده مي‌شود،


به قدر ايمان تو كارگشا مي‌شود،


به قدر نخ پير زنان دوزنده باريك مي‌شود،


به قدر دل اميدواران گرم مي‌شود...


پــدر مي‌شود يتيمان را و مادر.


برادر مي‌شود محتاجان برادري را.


اميد مي‌شود نااميدان را.


راه مي‌شود گم‌گشتگان را.


نور مي‌شود در تاريكي ماندگان را.


خداوند همه چيز مي‌شود همه كس را.


به شرط اعتقاد؛ شرط پاكي دل؛ به شرط طهارت روح؛


چنين كنيد تا ببينيد كه: خداوند، چگونه بر سفره‌ي شما، با كاسه ‌يي خوراك و تكه‌اي نان مي‌نشيند بر بند تاب، با كودكانتان تاب مي‌خورد، و در دكان شما كفه‌هاي ترازويتان را ميزان مي‌كند و "در كوچه‌هاي خلوت شب با شما آواز مي‌خواند"... مگر از زندگي چه مي‌خواهيد ؟

جومونگ در تهران!!!

اینم تصاویری از آمدن جومونگ به ایران در اخبار 20:30!!!






























اینم یه عکس از مانور تبلیغاتی جومونگ در برابر تریبون ایران:

























اینم عکس جومونگ با کودک دوساله ایرانی (با شمشیر جومونگ ) :


جومونگ :چقدر طرفدار دارم!


جام جم آنلاين: سونگ ايل گوك بازيگر نقش جومونگ كه به دعوت يكي از شركتهاي توليدكننده لوازم خانگي به ايران سفر كرده بعدازظهر امروز در نشست مطبوعاتي كه در سالن همايش‌هاي صداوسيما برگزار شد به سؤالات خبرنگاران پاسخ داد.


سونگ ایل گوک که صبح سه شنبه وارد تهران شده بود در این نشست خبری افزود: من از مردم ایران بسیار سپاسگزارم که از اولین لحظه ورودم در فرودگاه تا هتل و محل کنفرانس از من استقبال کردند من نمی دانستم که در ایران این‌همه طرفدار دارم.


وی با اشاره به اینکه چند روز پیش با بازیکنان تیم والیبال سایپا به صورت تصادفی آشنا شدم گفت: با اینکه این سریال در کره نیز طرفداران زیادی داشت برای نخستین بار از بازیکنان این تیم شنیدم که این سریال چقدر در ایران محبوبیت دارد.


سونگ ایل گوک درباره فیلم های ایرانی گفت: من یک فیلم ایرانی دیدم که تاثیر شگرفی بر من گذاشت ” من بچه های آسمان” را دیدم و فهمیدم که دوکشور کره و ایران مشترکات فرهنگی زیادی دارند.


وی درباره بازی در فیلم های ایرانی گفت: اگر فیلمسازان ایرانی به من پیشنهاد بدهند و از داستان فیلمنامه خوشم بیاید خیلی دوست دارم با آنها همکاری کنم.


بازیگر نقش جومونگ گفت: ایران تمدن عظیمی دارد و کشور زیبایی است اطلاعات من تا قبل از ورود به کشور شما ، محدود به مطالعه چند کتاب تاریخی بود که امیدورام در این سفر اطلاعات بیشتری بدست آورم ، آرزو دارم مردم ایران در آینده هم هواردار من باشند.


سونگ ایل گوک که در سریال افسانه جومونگ رزمی کار قهاری است، گفت : من رزمی کار نیستم اما تمام صحنه های اسب سواری سریال را خودم انجام دادم عاشق ورزشم و اگر وقت داشته باشم ۵ تا ۶ ساعت در روز ورزش می کنم.


او که به تئاتر بیشتر از تلویزیون و سینما علاقه مند است درباره موفقیت افسانه جومونگ گفت: مهمترین دلیل این موفقیت ،فیلمنامه منسجم و داستان جذاب این سریال است چرا که جومونگ درباره تاریخ باستان کره ساخته شده است و مردم از دیدن یک قهرمان که برای یکپارچه کردن کشورش مبارزه می کند خوششان می آید.


سونگ ایل گوک درباره معنی نام خود نیز گفت: ایل گوک به معنای کشور متحد است و من چون در اول اکتبر ۱۹۷۱ به دنیا آمدم و این روز در کره یک روز نظامی است پدر و مادرم این نام را برای من انتخاب کردند.


سونگ ایل گوک درباره صحنه های به یاد ماندنی افسانه جومونگ نیز گفت : این سریال سه سال پیش ساخته شده و صحنه های مختلفی داشت که مرا تحت تاثیر قرارداد از آن جمله صحنه ای که من در باتلاق گیر کردم و تا ۷یا۸ روز به علت گل و لایی که در گوش و حلقم گیر کرده بود نتوانستم غذا بخورم.


ایل گوک که در ابتدای کنفرانس مطبوعاتی خود با خبرنگاران رسانه های مختلف از درگذشت رئیس جمهور سابق کره جنوبی با خبر شده بود گفت: اگر غمگین به نظرمی رسم عذر خواهی می کنم چرا که کیم دائه‌جونگ مرد بسیار خوبی بوده است.
بازیگر نقش جومونگ درپاسخ به این سوال که آیا ازدواج کرده است ؟ گفت: من به تازگی ازدواج کرده ام اما نه با بانو سوسانو.


سونگ ایل گوک بازیگر نقش جومونگ دراول اکتبر ۱۹۷۱ به دنیا آمد.


او فارغ التحصیل رشته فیلم و تئاتر از دانشگاه چیونگ جو است.


مادرش کیم ائول دونگ از بازیگران سرشناس کره است.


پدرپدربزرگش کیم دو – هان ژنرال معروف جنبش استقلال کره در ابتدای قرن بیستم بوده که در راه استقلال کره جان باخته است.

سونگ ایل گوک کار بازیگری حرفه ای ر ا از ۱۹۹۹ با یک سریال تلویزیونی آغاز کرد.

۱۳۸۸ مرداد ۲۸, چهارشنبه

مسئله ای از انیشتین



مسئله ای را انیشتن در قرن 19 مطرح كرد كه گفته 98% مردم دنیا قادر به حل آن نیستند شما ببینید جزء چند درصد مردم دنیا هستید؟؟؟!!!

توضیحات مسئله:الف) در یك خیابان 5خانه با 5 رنگ متفاوت موجود است .ب) صاحب هرخانه دارای ملیت متفاوت با بقیه است .ج) هركدام از 5صاحبخانه نوشیدنی و وسیله ی نقلیه ی متفاوت دوست دارد.د)هركدام هم حیوان متفاوتی را در منزل نگهداری می كنند.سوال : چه كسی در خانه ماهی نگهداری می كند؟?


توضیحات سوال:

1- انگلیسیه خانه اش قرمزه

2- سوئدیه در خانه سگ نگه می دارد.

3- دانماركیه چای دوست دارد.4- خانه ی سبز،سمت چپ سفیده .

5- صاحب خانه ی سبز قهوه دوست دارد.

6- كسی كه دوچرخه دارد پرنده دارد.

7- صاحب خانه زرد،گاری دارد

.8- صاحب خانه ی وسطی، شیر می نوشد.

9- نروژیه در اولین خانه زندگی می كند.

10- مردی كه ماشین دارد، همسایه كسی است كه گربه نگهداری می كند.

11- مردی كه اسب نگهداری می كند همسایه ی كسی است كه گاری دارد.

12- مردی كه موتورسواری می كند نوشابه دوست دارد.

13- آلمانیه سه چرخه دارد.14

- نروژیه همسایه كسی است كه خانه ی آبی دارد.

15- مردی كه ماشین دارد همسایه ای دارد كه آب دوست دارد.?

حلش كنید : تا به قدرت استدلال و استنتاج خود پی ببرید!!!!

در مکتب دیکتاتورها



میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟

یکی از مشاوران میگوید: «کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند». اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی، ارسطو) پاسخ میدهد: «نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمیفهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار. بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...».

حکایت عاشق شدن رضا شاه در بهشت


یك آقاى اهل دلى ، به رحمت خدا رفته بود و راهى آن دنیا شده بود . در آن دنیا ، در پیشگاه عدل الهى =2 0 ، اعمال خوب و بدش را در ترازوى نقد گذاشتند و او را به سبب اهل دل بودنش شایسته ى آن دانستند كه به بهشت برود و فرشته اى از فرشتگان بارگاه كبریایى ، دستش را گرفت تا او را به بهشت ببرد .
این آقاى اهل دل ، وقتیكه مى خواست وارد بهشت بشود ، متوجه شد كه یك آقاى پیر مرد سپید مویى ، د م دروازه ى بهشت نشسته است و شباهت غریبى به رضا شاه دارد .
با خودش گفت : این آقا چقدر شبیه رضا شاه است !
فرشته گفت : خود رضا شاه اس
پرسید : مى توانم چند كلمه اى با او حرف بزنم
فرشته گفت : چرا كه نه ؟
آقاى اهل دل ، خودش را به رضا شاه رساند و سلامى كرد و گفت : -ببخشید كه مزاحم تان میشوم قربان ! شما توى بهشت چیكار میكنید ؟
رضا شاه گفت : والله ! ما تا همین چند سال پیش توى جهنم بودیم ، اما از بس ملت ایران گفته اند ' خدا پدر شاه را بیامرزد ' به امر الهى ما را به بهشت آورده اند .
آقاى اهل دل پرسید : خب ، چرا دم در نشسته اید ؟
رضا شاه گفت: والله ! از خدا كه پنهان نیست ، از شما چه پنهان ، بیست سال پیش وقتیكه ما وارد بهشت شدیم ، یك دل نه صد دل عاشق یكى از فرشتگان بهشتى شدیم ، اما قانون بهشت این است كه بدون ازدواج نمى توان به وصال هیچ فرشته اى رسید . حالا بیست سال است كه من اینجا ، دم در ، نشسته ام ، و هیچ آخوندى وارد بهشت نمى شود كه صیغه ى عقد مان را جارى كند

‍پیشرفت در زمینه هواپیمایی بر خلاف آنچه دشمنان میگویند

احمدي نژاد اعلام كرد در زمينه تلفات سوانح هوايي از هفته پيش تا حالا 90 درصد رشد داشتيم ومدارك آن هم مكتوب موجود است طوريكه از تلفات 168 نفر در هفته گذشته به 16 نفر در اين هفته رسيديم.در ضمن در سانحه قبلي هواپيما در آسمان دچار نقص فني شد و سقوط كرد ولي به همت همه افراد زحمكتش دولت دهم اينبار هواپيما روي باند دچار سانحه شد كه اين خود نشان از پيشرفت غير قابل انكار صنعت هواپيمايي كشور دارد.قول ميدهيم در سانحه بعدي هواپيما سر جاي خودش قبل از حركت منفجر شود.يعني ميگيد اين هم دروغه

پيام خوش آمد گويي در پروازهاي ايران

پيام خوش آمد گويي در پروازهاي ايران
با درود به روان پاك بنيانگذار انقلاب اسلامي و مقام معظم رهبري و رئيس جمهور شب تاب، ورود شما را به هواپيمای توپولوف جمهوري اسلامي ايران خوشامد ميگويم و برايتان سفر خوشي را آرزو ميكنم. اگر در هواي داخل كابين اختلالي پيش آمد، سربند مخصوصي از بالاي سرتان به پايين مي افتد كه رويش نوشته: فداي رهبر. فورا آنرا برداشته و بسيجي وار آنرا دور سر خود ببنديد و يا حسين گويان از دربهاي اضطراري يعني دو درب در جلو ، دو درب درعقب و يك درب در وسط هواپيما به بيرون پرت شويد. توجه داشته باشيد كه در همه حال حجاب اسلامي را رعايت كنيد حتي در موقع پرت شدن از هواپيما. براي مواقع اضطراري يك بسته كفن در زير صندلي شما قرارداده شده كه آنرا بيرون آورده و بعد از گفتن شهادتين و دعا براي سلامتي رهبر بپوشيد. از كليه مسافرين محترم و عاشقان شهادت خواهشمندم در طول پرواز تا لحظه مرگ از وسايل الكترونيكي مانند تلفن همراه و لب تاپ و چرتكه و ماشين حساب اكيدا خودداري كنيد. برايتان سفر آخرت دلپذيري را در هواپیمای رروسی آرزو ميكنم. ناراحت نباشيد اين شتري است كه درب خانه همه ميخوابد. يكي زودتر يكي ديرتر. خوشا به سعادت شما كه سوار هواپيماي روسی ما شديد تا شهيد شويد. اگر دستمال كاغذي براي پاك كردن اشكهايتان لازم داشتيد ما نداريم بايد همراه خودتان مي آورديد. در طول پرواز، همكارانم از شما پذيرايي خواهند كرد ولي قبل از آن مراسم سينه زني و نوحه خواني داريم. تسبيح براي ذكر استغفار در رنگهاي مختلف موجود است كه تقديم خواهد شد. سفر خوشی را در آسمان داشته باشید دیدار ما به قیامت. خلبان و کارکنان پرواز

۱۳۸۸ مرداد ۲۷, سه‌شنبه

مختصری از تاریخچه رپ فارس (فارسی)


حالا که مختصری از تاریخچه رپ گفته شد بد نیست کمی در مورد پیدایش پرشین رپ یا رپ فارسی صحبت کنیم. یکی دو پست قادر به توضیح رپ فارسی نیست. احتمالا کتابی قطور برای تاریخچه و زمینه پیدایش این نوع موسقی در ایران لازم است. به علاوه هر کسی بنا به نظر خود خواننده خاصی را آغازگر سبک رپ می داند. احتمال داده می‌شود که آهنگ «یک یاری دارم» از بدیع زاده اولین آهنگ رپ ایرانی باشد (با توجه به تنالیته و ساختار کلامی). شاید بشود گفت اولین آهنگ رپ فارسی در سبک پاپ، توسط حسن شماعی زاده در اوایل دهه ۶۰ همراه فرزندش با مطلع شعر می‌دونم که دروغ میگی وقتی میگی که دوسم می‌داری سپس در اوایل دهه ۷۰ توسط گروه سندی با آهنگ مشهور پری بود. البته سبک گروه سندی رپ نبود و برخی ها معتقدند که اصلا گروه سندی قصد خواندن رپ را نداشت اما به هر حال او نوعی اعتراض را وارد موسیقی کرد.
در اوايل دهه هفتاد گروه فريد کيو اولين استارت رپ فارسي را زد و با سوژه هاي خنده دار و کمي اجتماعي، تا حدودي جاي رپ فارسي را در موسيقي ايراني جاي داد. موسيقي رپ فريد کيو آميختگي شديدي به موسيقي غربي اين گروه داشت و دارد، ولي ناشناختگي اين گروه از رپ آميزش شديد به موسيقي غربي، باعث جدي گرفتن جوانان به موسيقي رپ شد در حدي که موسيقي فريد کيو را "رپ" خطاب مي کردند تا پاپ.
سپس در اواخر دهه ۱۳۷۰ خورشیدی در یک برنامهٔ تلویزیونی به نام «اکسیژن» در ایران پخش شد. این قطعه توسط شهاب حسینی مجری برنامه خوانده شد و تاحدودی مورد توجه قرار گرفت. تقریباً دو سال بعد از این رخداد، اولین آلبوم رپ فارسی در ایران توسط شاهکار بینش پژوه با نام اسکناس منتشر شد. این آلبوم که در سبک رپ طنز بود و اولین آلبوم رپ فارسی بود که در ایران با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد منتشر شد، چندان مورد استقبال وارد نشد.
در اوخر دهه هفتاد، افراد و گروهکهاي بسياري به ساختن موسيقي رپ واقعي که شباهت بسياري به موسيقي رپ سياهان آمريکايي داشت پرداختند. در ايران سروش لشکري با نام مستعار هيچکس و شايان و در آمريکا بهنام ميرخواه با نام مستعار ديو سپيد از بنيانگذاران رپ فارسي هستند. اين شروعي مصمم بود در حرکت رپ فارسي. کارهاي اول هيچکس و شايان، در آهنگهاي از قبل ساخته شده رپ هاي آمريکايي که بيشتر آنها ملودي ها و حتي صداي توپاک بود اجرا شد. وليکن ديو سپيد فقط به کار کردن روي ملودي هاي مخصوص به خود و ضبط صدا در استوديو اکتفا مي کرد. اشعار قوي او رپ فارسي را به مرحله جدي تري برد و البته ديو سپيد اولين و تنها کسي بود که به ساختن آهنگهاي سياسي و ضد جمهوري اسلامي پرداخت
در آمريکا گروهي تشکيل شد با نام فارض که ميلاد، کامي و حافظ هنرمندان اين گروه هستند. آشعار اين گروه هميشه ضعيف بوده و هست ولي آنها اولين گروهي بودند که براي آهنگ خود اقدام به تهيه ويدئو کردند. اين گروه از نظر کار توليد در کيفيت بالايي به سر مي برد و اين تنها به لطف خانواده هاي پولدار آنها بر ميگردد و البته ناگفته نماند که همين کيفيت بالا باعث جلب نظر آقاي اميرقاسمي شد که در کمال وجود اين همه هنرمند با استعداد، طپش را با اين گروه به پاي قرارداد بنشاند
در تهران گروهي تشکيل شد به نام ته تريگاز که رپ کاملا اجتماعي مي خواندند وبنيان گذاران اين گروه طيب و سايه مرگ بودند که البته اين گروه اولين گروهي بود که از وجود دختر استفاده کرد. نام اين دختران پاني و شراره با نام مستعار شرخون بودند. در همين زمان، گروهي تشکيل شد به نام 051 که بنيانگذار آن حسين ابليس، حسين تهي و حامد کنبين بودند که رپ 051 در کنار کارهاي اجتماعي، کارهاي خشن را در برنامه هاي کار گروه قرار داده بود. آشنايي ابليس با سيامک جنجالي از کانادا و اضافه کردن سيامک به گروه 051 خشونت رپ فارسي را به مرحله جديدي منتقل کرد. در همين موقع که رپ فارسي ساقه هاي اوليه را آبياري مي کرد، انقلاب بزرگي در رپ فارسي رقم خورد. گروه ضدبازي با کارهاي انکار ناپذيرش بزرگترين و محکم ترين ستون رپ فارسي شد که کمتر از 2 ماه تمام ايرانيان دنيا از وجود اين گروه مطلع شدند. سامان ويلسون، مهراد موستوفي با نام مستعار هيدن، و سهراب موصتفوي با نام مستعار ام جي اعضاي اين گروه هستند. کار گروه ضدبازي کل کل و پارتي ومشکلات غير قانوني از ايران است که با اشعار منحصر به فرد خود شروع به يکه تازي کردند.
در مورد رپ در تلویزیون ایران می توان به مورد سال ۱۳۸۵ خورشیدی که رضا عطاران در عنوان‌بندی چند مجموعهٔ تلویزیونی از جمله متهم گریخت موسیقی رپ اجرا کرد اشاره نمود. هم‌چنین در تعطیلات نوروزی سال ۱۳۸۶ مجموعهٔ تلویزیونی دیگری به کارگردانی رضا عطاران به نام ترش و شیرین از شبکهٔ سوم سیما پخش شد که در عنوان‌بندی آغازین آن، رضا عطاران یک شعر از نیلوفر لاری پور را به صورت رپ می‌خواند و محسن نامجو نیز با آواز وی را همراهی می‌کرد. رضا عطاران و امیر حسین مدرس در عنوان‌بندی یک مجموعهٔ تلویزیونی دیگر به نام خانه به دوش نیز قطعه‌ای به سبک «رپ-پاپ» فارسی خواندند، که مورد توجه قرار گرفت.
در پاییز سال ۱۳۸۵ پس از انتشار فیلم خصوصی زهرا امیر ابراهیمی، یک خواننده رپ به نام یاسر(با نام هنری یاس)، با خواندن قطعه‌ای به نام (سی دی را بشکن) و تشویق شنونده به قطع زنجیرهٔ پخش فیلم خصوصی آن بازیگر تلویزیون، ابعاد اجتماعی موسیقی رپ را بیش از پیش به نمایش گذاشت. در زمستان سال ۱۳۸۵، سروش لشکری با اسم هنری هیچکس، در ترانه‌ای به نام «وطن پرست» در دفاع از برنامه انرژی هسته ای که از موضوعات مهم سیاسی وقت بود کرده‌است. همچنین در این آلبوم (جنگ اسفالت)، مهدیار آقاجانی آهنگساز این آلبوم از تلفیق موسقی سنتی ایرانی با سبک رپ بهره برده‌است و صدای سازهایی مانند ،عود، تمبک، نی، دف، قانون و آوازهای ایرانی در آن شنیده می‌شود.
گسترش رپ فارسی به طور زیرزمینی و از طریق اینترنت، به ویژه با توجه به این که قسمت عمده‌ای از آثار زیرزمینی سرشار از فحش و ناسزا بود، باعث شد که دفتر موسیقی وزارت ارشاد در مورد اعطای مجوز به آثار این سبک سخت‌گیرانه عمل کند. مدتی پس از این که قطعه‌ای در سبک «رپ-پاپ» فارسی در عنوان‌بندی مجموعهٔ تلویزیونی «خانه به دوش» از یکی از شبکه‌های تلویزیونی ایران پخش شد، دفتر موسیقی وزارت ارشاد در نامه‌ای به سازمان صدا و سیما از پخش ترانه‌ای با این سبک از رسانه‌ای مانند تلویزیون گلایه کرد.
با این حال، در اواخر سال ۱۳۸۵ خورشیدی آلبومی ۸ قطعه‌ای از مجید غفوری با نام «نگو دیره» منتشر شد که در یکی از قطعه‌های آن بخش‌هایی به سبک رپ توسط یاس خوانده شده بود. شایعاتی در مورد مجوز نداشتن این آلبوم یا مجاز شدن موسیقی رپ شکل گرفت که در نهایت با تایید رسمی مجاز بودن این آلبوم توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، بر طرف شد.
هم‌زمان با طرح مبارزه با بدحجابی در ایران، پخش ترانه‌ای از ماهور به نام اتهام که دارای تم انتقادی شدید از برخورد با زنان تحت عنوان طرح مبارزه با بدحجابی بود، باعث شد تا بحث مبارزه با موسیقی رپ شکلی جدی بگیرد. و چندین سایت مربوط به این سبک موسیقی فیلتر و شماری از اعضای گروه‌های موسیقی ایرانی موسوم به «زیرزمینی» بازداشت و استودیوهایی که در آن آهنگ‌های خود را ضبط می‌کردند توسط نیروی انتظامی پلمپ شد. همچنین رپری به نام پیمبر با انتقاد از اسلام و سایر مطالب به این جنجال رونقی داد. در همین اثنی رپرهایی مانند شاهین نجفی، بهرام، یاس آهنگهایی را با موضوعات سیاسی پخش کردند که مضمون آنها انتقاد از سیاست‌های اجرایی، فضای حاکم بر کشور و مشکلات ناشی از سیاست‌های غلط دولت است.
متاسفانه با توجه به اشاره‌های زیادی که ابعاد منفی اجتماع ایران در رپ فارسی می‌شود، این نوع موسیقی با محجوریت از طرف دولت جمهوری اسلامی مواجه شده‌است به گونه‌ای که در برنامه‌های مختلف در رسانه‌های مختلف این سبک به این سبک موسیقی اعتراض‌های غیرکارشناسانه می‌شود. به گونه‌ای که در برنامه‌ای تحت عنوان شوک این نوع از موسیقی را به عنوان موسیقی شیطان پرستان ارائه کردند.
پلیس، صداوسیما و دولت احمدی نژاد در تلاش برای مبارزه با آنچه که «جریان‌های موسیقی ناسالم» می‌نامند، برخورد با موسیقی رپ را در دستور کار خود قرار داد و اقدام به دستگیری عده کثیری از رپ خوان‌ها در شهرهای مختلف ایران کردند.تلوزیون دولتی ایران نیز با پخش برنامه‌ای به نام «شوک» اتهامات مختلف را نثار هنرمندان رپ و هوادارانشان کرد.
این مطالب مختصری در مورد رپ فارسی بود که من از سایت های مختلف جمع آوری کردم. اگر نکاتی را اشتباه بیان کردم لطفا تذکر دهید.

۱۳۸۸ مرداد ۲۶, دوشنبه

نگاهی گذرا به تاریخچه رپ


رپ Rap سبکی از موسیقی با کلام امروزی است که در آن خواننده عبارات و کلمات - موزون - را بصورت ریتمیک به همراه موسیقی ساده ای بیان می کند. یک خواننده رپ ممکن است آنچنان مهارتی در خواندن ریتمیک داشته باشد که حتی بدون نیاز به موسیقی زمینه بتوان احساس اجرای موسیقی را به شنونده منتقل کند. اگرچه بیان تاریخ دقیق پیدایش موسقی رپ دشوار است اما حداقل موسقی رپ(RAP) به شیوه امروزی از سال 1979میلادی و از میان موسیقی سیاه پوستان فقیر پا به عرصه وجود گذاشت. رپ در واقع یک نوع موسیقی اعتراض‌آمیز خیابانی است. این موسیقی از پیش‌ پا افتاده‌ترین، سهل‌ترین و خیابانی‌ترین کلمات استفاده می‌کند، بدون این که از حیث ادبی بتوان این نوع استفاده را نقد کرد. در نوشتن متن ترانه‌های رپ، هیچ الزامی برای رعایت قوانین ادبی وجود ندارد. RAP فرهنگ كوچه و خيابان است كه با استفاده از ابزار و آلات بسيار محدود و ابتدائي، توجه افراد را بخود جلب ميكند. نقاشيهاي بسيار هنرمندانه و مبتكرانه بر ديوارهاي شهر، شعارنويسي با خط مخصوص، رقص هاي پر تحرك در گوشه خيابان و ترانه خواني با سبك خاص، همگي اجزايي از فرهنگ RAP هستند. كلام موسيقي RAP با بحر طويل قابل مقايسه است. كلمات تقريباً بصورت صحبت عادي ادا ميشوند، و ضربي قوي آنرا همراهي ميكند. انقطاع ها و برگشتها در نحوه نواختن ضرب و صداي خراش گونه اي كه با تبديل صفحه گرامافون به يك آلت موسيقي ايجاد شده، تحرك و شوري بي سابقه بر شنونده بر مي انگيزد.موسیقی رپ به موضوعاتی از جمله: اختلاف طبقاتی، ریاکاری، دعواهای خیابانی، فرهنگ غالب جهانی و همچنین بحران‌های سیاسی می‌پردازد. کلام آن اگرچه قافیه‌هایی ضعیف دارد و در نگاه بسیاری شعر ناب به حساب نمی‌آید، اما با همین سادگی و بی پیرایگی خود می‌کوشد معنایی دیگر از زندگی اجتماعی را به ما یادآوری کند، که بعدی از زندگی مردم کوچه و خیابان است. به نحوی می‌توان گفت چارچوب تعیین شدهٔ موسیقی را که دارای قوانین سخت و مشخص است را خرد می‌کند تا موسیقی در دسترس عامی ترین افراد جامعه قرار گیرد.
اگر به تاریخچه رپ بازگردیم به غرب آفريقا و سرود هاي ستايش ساوانا مي رسيم. در نيجريه و گامبيا نيز تكخوانهائي وجود دارند كه طنزهاي اجتماعي را بشكل ترانه و نقالي اجراء ميكنند و اين بسيار به RAP شبيه است.
در آمریکا اولین بار رپ توسط بردهان آمریکایی یا همان کاکاسیاها در حدود 200 سال پیش خوانده شد که به زبان سرخ پوستان جنگل های نواحی وبه صورت اعتراض بود.
بعد ها این شعارها واین اعتراض ها به صورت یک موسیقی یا یک زبان اعتراض دوباره توسط یک سیاه دیگر در آمریکای شمالی از نو ساخته شد.. ولی این بار در حدود 100 سال پیش این اتفاق افتاد.ولی این بار این موسیقی نسبت به دفعه ی پیش بسیار فرق کرده بود و روی یک موسیقی بسیار ساده وبه صورت پاپ که مقداری گفتارش عوض شده بود در آمد.این موسیقی بسیار بین مردم جای گرفت بعد ها راک نام گرفت (البته این راک با راک امروزی بسیار متفاوت است) و اولین گروهی که راک را باهم به وجود آوردند و ان را به صورت یک کنسرت بزرگ در آوردند گروه (The doors)بودند که چند سال بعد توسط دولت آمریکای شمالی اعدام شدند.شایان ذکر است که فقط یک نفر از اعضای این گروه سرخ پوست بود و سه نفر دیگر همگی سفید پوست بودند و اسم اصلی ترین عضو گروه جیمی موریسون نام داشت.بعد ها یا در حدود 50 سال پیش فردی به اسم توپک (topak) یا اسم مستهار(2pac) رپ را به معنای واقعی کلمه رساند و و برای اولین بار وبا پشتوانه مردمی بیان شیوای رپ که به صورت تکه تکه بیان میشود رپ را به صورت بک زبان بین المللی در آورد و با یک موسیقی بسیار سخت ولی در عین حال آرام سبک (hip hap) را پایه گزاری کرد و به عنوان پدر رپ جهان معرفی شد از این به بعد رپ معنای متفاوتی گرفت و موضوعات آن هم تغییر پیدا کرد و سبک آن عمدتاً به سمت خود پرستی و انتقاد مستقیم و غیر مستقیم کشیده شد.
در شهرهاي بزرگ آمريكا تضادهاي طبقاتي ميان سياه با بورژوازي امپرياليستي و پايه هاي اجتماعيش حدت و شدتي فوق العاده يافته بود. بين محلات فقير نشين سياه با ساير نقاط شهر نيويورك، چيزي شبيه به خط مرزي وجود داشت . خط مرزي شاهد درگيري ميان دسته هاي متشكل سفيدهاي نژاد پرست و پليس از يكطرف با گروه هاي بزرگ و متشكل جوانان سياه بود. تشكيل اين گروه ها، پاسخي ضروري به تعرضات و سركوبگريهاي مداوم حكومت عليه ساكنان بيغوله هاي نيويورك بحساب ميآمد. گروه هاي RAP از دل همين تشكلات شورشي سياه شكل گرفت. افشاگري ازRAP هاي ارتجاعي و تجارتي يكي از وظايف خوانندگان مترقي و انقلابي RAP، و در قالب ترانه هاي RAP است. اين كار را RAP خوانهاي انقلابي نظير " دي" بارها انجام داده اند. مثلا در سال 1979، ترانه اي تجارتي خوانده شد كه در آن از خوش بودن و جشن گرفتن و كاري بدرد بقيه مردم نداشتن، صحبت شده بود؛ " دي" ترانه اي تحت عنوان "چگونه ملت سياه را بپا خيزانيم؟" خواند و در آن، خطاب به سرايندگان آن ترانه تجارتي چنين گفت:
جشن تو ميتواند بزودي زود خاتمه يابد،وقتي كه آنها، يكروز بعد از ظهر، بقول خودشان
سیاهپوستان بنیان گذار رپ در آن زمان بدلیل نداشتن استطاعت مالی کافی و عدم وجود امکانات لازم، قادر به ضبط آهنگ‌های خود در استدیو نبودند و به ناچار هنر خود را در خیابان عرضه می‌داشتند و به جای استفاده از ساز، دست می‌زدند! (صدای دست زدنی که امروزه در در آهنگ‌های رپ وهیپ هاپ می‌توان براحتی آن را شنید به نوعی احترام به رپر‌های اولیـه و بنیانگذاران رپ است) اما بالاخره روزی رسید که رپر‌ها توانستند آهنگ‌های خود را ضبط کنند.
با اینکه بسیاری معتقدند اولین آهنگ‌های رپ را Grandmaster Flash یا The Sugarhill Gang ریکورد کرده‌اند اما این عقیده در مورد موسیقی Hip Hop صحت دارد نه در مورد رپ. به هر تقدیر نخستین آهنگ رپی که رسماً در تاریخ موسیقی ریکورد شد «Here Come the Judge» نام داشت که در سال ۱۹۶۸ توسط کُمدین معروف Pigmeat Markham ضبط شده بود.
هر چند رپ و هیپ هاپ در آمریکای امروز هنوز هم لهن تلخ و تمسخر آمیز اعتراضی خود را حفظ کرده اما دیگر درباره مباحثی که در آغاز تولد خود به آنها می‌پرداخت سخنی به میان نمی‌آورد یا حد اقل ٫ به ندرت درباره آن‌ها سخن می‌گوید ؛ گویا آرزوی دکتر لوتر کینگ در مورد برابری حقوق سیاهان و سفید پوست‌ها ؛ لا اقل در مورد رپر‌ها در حد زیادی به تحقق رسیده، چون محور اصلی موسیقی رپ و هیپ هاپ در آمریکای حال حاضر را گنگستا رپ (Gangsta Rap) و تا حدود زیادی هاردکور رپ (Hardcore Rap) تشکیل می‌دهد به عبارت ساده تر امروزه مباحث اصلی این موسیقی را مواد مخدر، قانون شکنی و در مجموع هر مبحث دیگری که باعث می‌شود والدین فرزندان خود را از گوش دادن به این موسیقی منع کنند ؛ شاید امروزه بتوان رپ را فقط متعلق به بزرگ تر‌ها نامید اما در این میان گروه‌هایی مثل Native Deen و رپر‌هایی که سبک Christian Rap را دنبال می‌کنند تلاشی هر چند بی فایده برای جلوگیری از این امر می‌کنند اما با وضعی که امروز بر دنیای رپ و هیپ هاپ حاکم است شاید تنها می‌توان آن‌ها را رپرهایی متعلق به دنیای کوچک تر‌ها دانست.